اگر اهل دنبال کردن مستندها و برنامه های روز دنیا باشید حتماً در هفته گذشته گزارش و مستند شبکه BBC را در مورد هشت سال دفاع مقدس دیده اید. چیزی که تعجب من را برانگیخت این بود که از این به بعد باید نام این شبکه را نیز به فهرست راویان جنگ ایران و عراق اضافه کنیم! در سالگرد فرارسيدن هفته دفاع مقدس، این شبکه اقدام به پخش برنامه هايي از جمله يك گزارش و يك مستند نمود كه تركيب آن با ساير برنامه و نيز سايت فارسي اين رسانه به مخاطب القا مي كند كه نبرد هشت ساله ايران با ارتش بعث صدام صرفاً يك نبرد صدام و امام است و سراسر شكست است و سرافكندگي! من در این پست می خواهم دو برنامه پخش شده BBC را از نظر صحت و سقم اسنادي و نيز كار رسانه اي و عمليات رواني بررسي کنم.
در گزارش اين گونه القا مي شود با اينكه هر دو سوي جنگ شيعيان بوده اند لذا اين جنگ صرفاً انتقامجويي فردي دو نفر از يكديگر است و براي شبيه سازي چهره امام به سيرت صدام در ابتداي گزارش تصوير صدام كه سربازان عراقي خاك از شيشه اش مي زدايند را به تصوير امام بر فراز انبوهي از مردم جمع آمده در ميدان آزادي كات مي كنند و براي مذهبي نشان دادن صدام تصوير نماز وي در حرم حضرت امام حسين (ع) را نيز به اين آش شله قلمكار مي افزايند. حال آنكه عمدتاً صدام تا پيش از حمله به كويت چهره اي كاملاً ناسيوناليستي داشته و تصوير مورد استفاده در گزارش BBC (تا جايي كه من مطمئنم) مربوط به بعد از حمله به كويت مي شود. يعني زماني كه صدام مورد تحريم واقع شد و بيم حمله داشت و براي جلب نظر امت هاي مسلمان هم در برابر رسانه ها علناً نماز مي خواند و هم الله اكبر را به ميان ستاره هاي پرچمش اضافه كرد!
در اين گزارش از قول افرادي سعي مي شود جنگ هشت ساله تحميلي به ايران را شكست طرفين نشان بدهند حال آنكه اين تنها جنگ در يكصد سال اخير است كه ايران از ده ها كشور دنيا رسماً اسير در اختيار داشت. با آمريكا مستقيم در خليج فارس وارد نبرد شد. دشمنش از سوي كشورهاي بزرگي چون شوروي، آمريكا، آلمان، فرانسه و انگليس تجهيز و حمايت شد. به شهرهايش حمله شيميايي شد (كه بعد از جنگ جهاني اول بي سابقه بوده است) به كشتي هاي نفتكشش بر خلاف تمام معاهده هاي بين المللي توسط هواپيماهاي اجاره شده با خلبان از فرانسه و موشك هاي اگزوسه هوا به دريا مورد هدف قرار مي گرفت و كشتي هاي دشمنش با پرچم آمريكا و شوروي و هند اسكورت مي شد و حتي آمريكا به اسم حمايت از كويت رسماً كشتي هاي عراقي را اسكورت مي كرد. چگونه ممكن است باقي ماندن اين نظام و اين ملت و اين انقلاب در پس چنين هجوم جهاني و حمايت ريالي و دلاري پيروزي نباشد؟ ما اكنون هستيم و با قدرتي مثال زدني هستيم. اين از نظر BBC شكست است؟

BBC مستندي از ژيار گل پخش كرد كه داستان يك ايراني و يك عراقي را روايت مي كند. اينكه ژيار گل چگونه عداوت شخصي اش با انقلاب و خصوصاً سپاه را تا كنون چندين بار در گزارش هاي بي طرفانه اش (!) نشان داده نياز به سند خاصي نيست و كافي است گزارش هايي كه وي با بهم چسباندن بخشي از صحبت هاي محسن رضايي در يكي از برنامه هاي تلويزيوني درباره شكنجه ضد انقلاب و نيز دخالتهاي مالي سپاه (بازهم بدون ارائه سند) تهيه كرده است را ببينيد. ژيار گل در اين مستند سرتا پا نقيض ادعا مي كند يك رزمنده داوطلب ايراني و يك سرباز عراقي در خلال عمليات بيت المقمدس و فتح خرمشهر يكديگر را ملاقات مي كنند و رزمنده ايراني دلش براي سرباز مجروح عراقي مي سوزد و او را از دست تير خلاص زن هاي جمهوري اسلامي! (اتهام جديد BBC عليه دفاع مقدس) نجات مي دهد و سپس بعد از نزديك به 30 سال آنها اتفاقي در كشور كانادا (!) در حالي كه جفتشان از تالمات جنگ از نظر روحي بسيار بهم ريخته اند يكديگر را در يك مركز روان درماني ملاقات مي كنند و اين ملاقات به گوش ژياركه اونيز اتفاقي چند كوچه پايين تر است مي رسد و اتفاقي به اين بزرگي رخ مي دهد كه اين دو باز يكديگر را مي بينند!
به هرحال من به عنوان يك جوان دانشجو چند سوال از آقاي ژيار گل و BBC دارم كه مي تواند راستي آزمايي خوبي براي اين مستند باشد.
1- از نظر آماري چقدر ممكن است كه از ميان 70 هزار نفر آقاي الف و آقاي ب يكديگر را در خرمشهر ببينند و هر دو به سرنوشت مشابه (اسارت) مبتلا شوند و بعد از 30 سال در بين حدود يك ميليارد انسان و انتخاب هاي متنوعي مثل (آمريكا و اروپا و استراليا و ژاپن... كه احتمال مسافرت اين دو نفر به آنها زياد باشد) هردو سر از تورنتو كانادا (!) دربياورند و اتفاقاً از بين همه اماكن موجود در كانادا در همان مركز مورد اشاره يكديگر را ببينند و... از نظر رياضي رخ دادن چنين احتمالي را بايد معجزه ناميد!
2- عراقي مورد اشاره ادعا مي كند در محمره (اسم بعثي خرمشهر) در حالي اسير شده كه خدمه تانك بوده. تانكي كه خدمه اش را چهارماه بياموزندش نمي تواند از T52 يا T54 فراتر باشد و قاعدتاً يا در لشگر 6 زرهي يا 10 زرهي بوده و اگر در خرمشهر بوده حتما در لشگر 10 زرهي حضور داشته. در اين عمليات بيش از 12 هزار عراقي و عمدتاً از همين لشگر اسير گرفته شده بود. پس داستان تير خلاص چيست؟
3- عراقي مذكور ادعا مي كند ژنرال مافوقشان در يك عمليات پنج روحاني را اسير مي كند كه همه را با تانك له مي نمايد. اگر لشگر زرهي در خرمشهر بوده و سپس عمليات بيت المقدس منهدمشان كرده اين پنج روحاني كجا بودند؟ اگر آنها از عمامه فهميده اند اينها پنج روحاني اند يعني بايستي از يگانهاي تبليغي باشند كه اين يگانها از اواسط سال سوم جنگ به بعد تشكيل شد و اصلاً امكان حضور چنين روحانيوني آن هم پنج نفر در خرمشهر ممكن نيست و هيچ اسمي هم در ميان مدافعان خرمشهر از پنج روحاني اسير و شهيد ديده نمي شود. اين عراقي كه حتي عمليات رمضان را نديده از كدام عمليات مي گويد؟ و جالب است كه عراقي مذكور ديالوگ هاي فيلم هاي سينمايي را مي گويد و ديالوگ روي تصاوير رزمندگان ايران حك مي شود و ما مي شويم خونريز!
4- عراقي مذكور مي گويد كه در زندان هاي رژيم آن قدر زجر و شكنجه ديده كه تنها فكرش سير كردن شكمش بوده! براي بررسي اين ادعا كافيست به تصاوير بازگشت اسراي عراقي و اسراي ايراني نگاهي بيندازيم و وضع سلامت عمومي ايشان را باهم مقايسه كنيم ميزان صحت و سقم ادعاي نامبرده معلوم مي شود.
5- ژيار گل در اين مستند با صداي خود ادعا مي كند كه آيت الله خميني به خاطر خصومت شخصي با صدام جنگ را ادامه داد و آتش بس را نپذيرفت! بر اساس كدام اصول خبرنگاري BBC چنين ادعايي را بدون ذكر سند پخش مي كند؟ طبق كدام دستور كتبي يا كدام صفحه صحيفه نور؟
6- در بخشي از مستند، ترانس كلارك سفير سابق انگليس در بغداد ادعا مي كند هر دو رهبر با غرب دشمن بودند. اين ادعاي كلارك 180 درجه با منبع مهمي از تاريخ جنگ قرار دارد. كتاب ويراني دروازه شرقي نوشته رفيق السامرايي ژنرال ارشد استخباراتي عراق كه رسماً در اين كتاب عنوان مي شود كه آمريكايي ها و غربي ها اطلاعات جبهه ايران را به روز به اطلاع عراق مي رساندند حتي درحد زدن خاكريز در روزي جديد.
به هرحال اين مستند آن قدر مشكل اسنادي دارد كه نمي توان آن را مستند دانست، اما مي توان يك فيلم تبليغي موثر براي كشور كانادا دانست. اين را استفاده مكرر از پرچم در اهتزاز كانادا در قياس با پرچم ايران بر فراز گورستان (به تعبير بی بی سی) و به تعبير ما مزار شهداي جاويدان مي توان فهميد.