با توجه به پیشنهاد دوستان، توی این پست میخوام در مورد موضوعی حرف بزنم که در سالهای اخیر شیوع زیادی پیدا کرده
و به یکی از دغدغههای اصلی زوجها تبدیل شده: خیانت! روزنامهها و نشریات بطور
پیوسته در موردش مینویسن و فیلمهایی با موضوع خیانت به سرعت به صدر پرفروشترینها
میرسن. فیلمهایی مثل چهارشنبه سوری، شوکران، چتری برای دو نفر، زنها فرشتهاند،
برف روی کاجها، دربارۀ الی، من همسرش هستم، پل چوبی،
من مادر هستم، سعادت آباد، زندگی خصوصی و پلۀ آخر از جملۀ این فیلمها هستن. نمیشه انکار کرد که
موضوع خیانت، مورد علاقۀ طیف وسیعی از مردم جامعۀ ماست و خیلیها پیگیر حوادث، داستانها
و فیلمهای دارای چنین مضمونی هستن.

هر
کدوم از آدما یه خائن درون دارن که یه جایی کنار کودک درونشون زندگی میکنه و
برخلاف کودک درون باید جلوی ابراز وجودش رو گرفت. این یعنی هر آدمی ممکنه مرتکب
خیانت بشه. این موضوع که ممکنه در هر زندگیای رخ بده، گاهی وقتا دلایل ساده و پیش
پا افتادهای داره. اما در برخورد با هر مشکلی باید راه حل درست رو انتخاب کرد.
شاید ساده به نظر برسه، ولی گاهی وقتا راه حلی که انتخاب میکنیم، به نظر خودمون درسته
در حالی که دقیقاً هیچ کمکی به حل مشکل نمیکنه. گاهی ممکنه خود ما خواسته یا
ناخواسته درگیر رابطهای بشیم که حداقل از نظر طرف مقابلمون خیانت محسوب میشه.

ما
3 نوع رابطه داریم: رابطۀ همکاری، رابطۀ عاطفی و ازدواج. صمیمیت ما توی این سه تا
رابطه متفاوته. مثلاً در رابطۀ همکاری، صمیمیت کمی وجود داره و رازها و نگفتنیهای
ما در هر کدوم متفاوته. حتی در رابطۀ زن و شوهری هم ما حرفهای نگفتنی داریم، اما
به میزان خیلی کم. تعهد ما توی هر کدوم از این روابط فرق میکنه. مثلاً ممکنه یه
رفتار من از نظر همکارم بیتعهدی نباشه، اما از نظر همسرم بی تعهدی باشه. بحث لغزش
یه مقدار متفاوتتره. بسته به تیپ خانوادهها بحث لغزش و خیانت مطرح میشه. مثلاً
ممکنه از نظر من اگه همسرم با همکار مردش چایی بخوره، خیانت محسوب بشه و از نظر کس
دیگهای نه تنها اشکال نداشته باشه، بلکه این موضوع رو دلیل بر اجتماعی بودن
خانومش بذاره. ما همیشه خطا و لغزش رو وقتی تعریف میکنیم که طرف مقابلمون از چارچوب
و خطکشی ما گذشته باشه. هر کسی باید با همسرش در مورد این مسئله صحبت کنه و خطوط
مورد نظر خودش رو براش تشریح کنه. از نظر من خیانت یعنی کارهای خارج از اصول جنسی
و لغزش یعنی کارهای خارج از مباحث جنسی. بعضی رفتارها هستن که چون فقط یه واکنش در
شرایط خاصن، نمیشه بهشون خیانت گفت و اصلاً نباید در موردشون حرف زد و روشون زوم
کرد. کسی که خودش نشون میده آدم متأهلیه و توی رفتارها و گفت و گوهاش حد و مرز
داره، هر چقدر هم در رابطه با جنس مخالف (البته در چارچوب عرف) آزاد گذاشته بشه،
بازم ممکنه رفتارهایی ازش سر بزنه که از دیدگاه بعضیا لغزش یا خیانت محسوب بشه. اما
خیانت از کجا آب میخوره؟ من چندتا دلیل که به ذهنم میرسه رو میگم:
1-
سرخوردگیهای جنسی و عاطفی: بالاخره هر آدمی که توی خونه حرف محبت آمیز نشنوه، مثلاً
توی محیط کارش ممکنه کسی رو پیدا کنه که بهش محبت کنه و جذبش بشه.
2-
عدم مدیریت مرد: وقتی که مرد احساس سکانداری توی خونه نداره یا زنی داره که مرد
در کنارش احساس مرد بودن نمیکنه و بیشتر احساس همخونه بودن داره، طبیعیه که
شیفتۀ زنی میشه که بهش احساس مرد بودن و اقتدار میبخشه.
3-
عصبانیت: یه اختلاف مختصر میتونه آدمهایی رو که درگیر شرایط محیطی دیگه هم هستن،
به سمت خیانت ببره. گاهی وقتا زوجها از سر لجبازی برای اینکه به طرفشون نشون بدن
هنوز هم توانایی جذب آدمای جدید رو دارن، دست به خیانت میزنن. دیالوگ رایج اینجور
وقتا اینه: «دیدی میتونم بهتر از تو رو هم گیر بیارم؟!»
4-
برای اعتماد به نفس دوباره: گاهی آدما توی محیطهایی به این نتیجه میرسن که هنوز
هم توانایی لازم واسۀ شکارچی بودن رو دارن.
5-
ترس از میانسالی: آدما وقتی متوجه میشن که با دوران میانسالی فاصلۀ چندانی ندارن،
گاهی وقتا میخوان واسۀ آخرین بار لذتهای دوران جوانی رو تجربه کنن. البته روابطی
که بر اثر این ترس شروع میشن، معمولاً جدی و پایدار نیستن.
6-
کاهش هیجان رابطۀ اصلی: کاهش هیجانات مهمترین دلیل شناخته شده واسۀ خیانتهاست
که خودش به اندازۀ همۀ دلایل بالا حرف داره. رابطۀ اصلی که با ازدواج شروع میشه،
به دلیل رسمی بودنش و همچنین آشناییهای قبل از ازدواج در شروع، هیجان کمتری داره،
اما یه رابطۀ ممنوعه با هیجان خیلی زیادی شروع میشه.
حالا
نوبت شماست که نظراتتون رو بگین! خیانت و لغزش از نظر شما یعنی چی؟ خطوط قرمزتون
در این زمینه چی هستن؟ غیر از موارد بالا چه عوامل دیگهای رو میتونین به عنوان علل خیانت نام ببرین؟ اگه خدای ناکرده یه روز
بفهمین که همسرتون لغزش یا خیانت کرده، چیکار میکنین؟