چند روز پیش داشتم وب سایت « راصد » که یکی از سایت های رسمی کشور عربستان سعودی هست رو نگاه می کردم. چشمم به یه مقاله ای افتاد که نویسنده اش با آوردن دلایل خنده دار سعی داشت تا شیعیان رو مشرک جلوه بده. یه نظر برای مقاله اش گذاشتم و با آوردن دلایلی، تمام حرفهاش رو زیر سوال بردم. حالا امروز دیدم که نویسنده همون مقاله که اسمش « محمدغفار عبدالله » هست توی وبلاگم نظر خصوصی گذاشته و با ارائه گزاره هایی از اعتقادات شیعیان سعی داره تا بازم ما رو مشرک جلوه بده! متأسفانه تعدادی از افراد بعضا ناآگاه تحت تأثیر این سفسطه های میشن و به همه اعتقادات شون پشت پا می زنن. با استناد به قرآنی که هم ما شیعیان قبولش داریم و هم آقایون وهابی، پاسخ ایشون رو در زیر میدم. امیدوارم که همیشه دریچه های قلبمون بر روی حقیقت گشوده باشد جناب محمدغفار!
1- شما و آقایون وهابی مى گويید اگر نام كسى را در كنار نام خدا ببريم شرك است!
اگر اين سخن شما درست باشد، خداوند نعوذ باللّه خود مشرك است. زيرا در آيه 74 سوره توبه مى فرمايد: «وما نقموا الاّ اغناهم اللّه ورسوله من فضله» خداوند و پيامبرش آنها را بى نياز نمودند. و در آیه 42 سوره زمر مى فرمايد: «اللّه يتوفّى الانفس» خداوند جان ها را مى گيرد. و در آیه 11 سوره سجده مى فرمايد: «يتوفّاكم ملك الموت» ملك الموت جان شما را مى گيرد. بنابراين واسطه داشتن نه تنها شرك نيست، بلكه اساس هستى بر مبناى واسطه است .
2- شما مى گويید پيامبر كه مُرد، مُرد، خاك شد و از بین رفت و نباید به ایشان متوسل شد!
اولاً ما شیعیان اين مطلب را قبول نداريم. ثانياً، بر فرض محال قبول كرديم. ما به مقام پيامبر متوسل مى شويم و مقام، زنده و مرده ندارد! مقام ابوعلى سينا محفوظ است چه زنده باشد و چه نباشد.
علاوه بر آن كه ما معتقديم كه پيامبر و ائمه ما زنده اند. قرآن در آیه 169 سوره آل عمران مى فرمايد: «و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون» و گمان مبريد كسانى را كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند، بلكه آنها زنده و در پيشگاه خداوند روزى مى خورند. شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن در آیه 170 سوره آل عمران مى فرمايد: «فرحين بما اتاهم اللّه من فضله» آنها به خاطر نعمت هايى كه خداوند به آنها داده است، خوشحالند.
علاوه بر آيات قرآن و استدلال هاى فوق كه توسل را جايز مى داند، يك دليل تجربى هم بر جواز توسّل داريم و آن بر آورده شدن حوائج است. ميليون ها انسان مؤمن و معتقد، با توسل به اهل بيت حاجات خود را از خداوند مى خواهند و خداوند حاجت هاى آنها را برآورده كرده و مشكلاتشان را برطرف مى سازد. اگر انجام اين گونه كارها شرك است، پس چرا حاجت ها برآورده شده و اينگونه دعاها مستجاب مى شود؟ چرا آنها ما را كمك مى كنند؟ آيا خداوند متعال و آن بزرگواران، ما را به شرك سوق مى دهند؟!
3- شما می گویید نوشتن نام بر روى قبور شرك است و مثلاً وقتى ما به شما پيشنهاد مى كنيم كه نام مبارك ائمه بزرگوار بقيع را روى قبور مطهرشان بنويسيد، مى گويید اين كار شرك است!
من از شما سؤال می کنم چگونه نام فلان پادشاه را روى سنگ يادبود احداث و يا تعمير و توسعه فلان مسجد مى نويسيد! آيا به نظر شما اين عمل شرك نيست؟! چطور شما نام يك خيابان را در ابتداى آن خيابان مى نويسيد؟ واقعاً كجاى نوشتن نام و نشانى و مشخصات شرك است؟!
4- شما می گویید سلام و يا نفرين بر مردگان شرك است!
شنيدم كه امام جماعت مسجدالنّبى گفته است افتخار مى كنم كه چهل سال است به پيامبر(ص)، سلام نكرده ام !خوب، اگر سلام به انبيا شرك است، پس نعوذ باللّه خدا هم مشرك است. چون خود خداوند به پيامبرانش سلام مى كند: سلام على نوح ( آیه 79 سوره صافات)، سلام على ابراهيم (آیه 109 سوره صافات)، سلام على موسى و هارون (آیه 120 سوره صافات)، سلام على آل یاسین (آیه 130 سوره صافات)، سلام على المرسلين (آیه 181 سوره صافات)
5- شما می گویید تبرّك شرك است!
اگر تبرك شرك است، پس چرا خليفه اول و دوم را در كنار بدن مطهر پيامبر دفن كردند؟ اگر شرك است، پس چرا خودتان اعتقاد دارید که در مراسم حج، استلام حجرالاسود و بوسيدن آن مستحب است؟ مگر حجرالاسود، سنگى بيش نيست؟
6- شما می گویید به دور قبرها چرخيدن شرك است!
در كنار كعبه، حِجراسماعيل واقع است كه در داخل آن قبور حضرت اسماعيل، حضرت هاجر و تعدادى از انبيا قرار دارد. در اعمال حج و عمره به ما دستور داده اند كه هنگام طواف به دور خانه كعبه، به دور حِجر اسماعيل هم بگرديم. اگر چرخيدن دور قبر شرك است، پس چرا خداوند به ما دستور داده كه به دور قبر بچرخيم و طواف كنيم؟!
7- شما می گویید که ما در هنگام نماز سر بر مهر مى گذاريم، بنابراين ما بت پرست و مشرك هستیم!
آيا هر كس پيشانيش را روى هر جا گذاشت، يعنى آن را مى پرستد؟! اگر كسى سر بر روى مُهر گذاشت، خاك پرست مى شود؟ پس شما هم مشرك هستيد و شرك شما بيشتر است! چون سر بر هر چيزى مى گذاريد. بنابراين شما هم موكت پرست هستيد، هم فرش پرست و هم...! در حالى كه چنين نيست. بلكه در حقيقت، سجده براى خداوند است و هركس سر بر مهر مى گذارد، خدا را مى پرستد. البته برخى از عوام كارهاى غلطى انجام مى دهند، كه مربوط به مذهب شيعه نيست. مثلاً هنگام وارد شدن به حرم مطهر امام رضا (ع)، پاشنه درب ورودى را سجده مى كنند. بوسيدن اشكال ندارد، ولى سجده مخصوص خداست.
8- شما می گویید برگزارى مراسم جشن و سرور به مناسبت ميلاد پيامبر(ص) و ديگران شرك است! و به ما و ساير مسلمانان اعتراض مى كنید كه چرا براى ميلاد پيامبر و امامان جشن مى گيريد؟!
پاسخ شما را قرآن مى دهد. قرآن در آیه 114 سوره مائده مى فرمايد: حضرت عيسى(ع) به خدا عرض كرد: «ربّنا انزل علينا مائدةً من السماء تكون لنا عيدا لاوّلنا و آخرنا» خداوندا! يك غذاى آسمانى بر ما نازل فرما، تا عيدى براى تمامى ما باشد. من از شما سؤال مى كنم: آيا تولد يك پيامبر و امام، به اندازه يك مائده آسمانى ارزش ندارد؟ اگر مثلاً دو تا گلابى از آسمان نازل شود عيد است، اما تولد پيامبر به اندازه دو تا گلابى براى ما مايه جشن و سرور و شادمانى نيست؟ چه قدر انسان بايد كج سليقه باشد؟!
9- شما می گویید چرا ما شیعیان در قبرستان بقيع، به احترام ائمّه معصومين و ساير بزرگان آرميده در بقيع، كفش هاى خود را در آورده و با پاى برهنه حركت می كنيم؟
آيا اگر به احترام مكان و زمين مقدسى پابرهنه شويم، اشكالى دارد؟ مگر خداوند در آیه 12 سوره طه به حضرت موسى(ع) نمى فرمايد: «فاخلَع نَعليك انّك بالواد المقدّس طُوى» كفش هاى خود را در آور، چون در سرزمين مقدّسى هستى !
10- شما می گویید هر ذکری جز «یا الله» شرک است، حتی اگر «یا محمد» و یا «یا علی» باشد. اصولاً هر گونه استمدادى از غير خدا را شرک می دانید.
من از شما می پرسم که اگر «يا حسين» گفتن شرك است پس اين سخن فرزندان حضرت يعقوب(ع) كه آمدند خدمت پدر و گفتند: «يا ابانا استغفر لنا» (آیه 97 سوره یوسف) پدر جان از خداوند بخواه ما را ببخشد، حكمش چيست؟ اگر بگوييد حضرت يعقوب(ع) زنده بود كه از او استمداد كردند، به شما می گویم که حسين بن على(ع) نيز زنده است زيرا قرآن در سوره 169 آل عمران مى فرمايد: «و لاتحسبنّ الّذين قُتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احياء عند ربّهم يرزقون» و گمان نكنيد كسانى كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه زنده و در پيشگاه پروردگار خود روزى مى خورند.
11- شما می گویید ساخت گنبد و بارگاه شرك است!
اولاً ما گنبد را نمى پرستيم. اگر گنبدى را مى سازيم مى خواهيم اعلام كنيم كه زير آن مردى الهى و موحد مدفون است. گنبد علامت بندگى خداست، نه علامت شرك.
ثانياً ساختن مسجد و بارگاه بر مزار و قبور بزرگان الهى در متن قرآن آمده است. قرآن در آیه 21 سوره کهف در نقل ماجراى اصحاب كهف مى فرمايد: هنگامى كه ماجراى اصحاب كهف بر ملا شد، مردم براى ديدن آنها شتافتند، ولى آنها را مرده يافتند. هر كس پيشنهادى كرد؛ يكى پيشنهاد كرد كه بر روى آنها، بناى يادبودى ساخته شود. ديگرى پيشنهاد كرد كه مسجدى بر روى غار بنا كنيم. اين پيشنهاد پذيرفته شد... بنابراين ساخت مساجد و حرم كه محل عبادت و راز و نياز و تلاوت قرآن است، در كنار و بر روى قبور ائمه چه اشكالى دارد؟!
ثالثاً ساختن گنبد به جاى سقف مسطّح، كارى عقلائى و منطقى و هنرى است. زيرا گنبد از زيباترين و بهترين و بااستحكام ترين نوع معمارى است .طلاكارى گنبد و ضريح نيز نشان دهنده عشق به اهل بيت (ع) است. خداوند در آیه 23 سوره شوری به پيامبرش مى فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الاّ المودّة فى القربى» بگو من چيزى به عنوان مزد رسالت از شما مطالبه نمى كنم، مگر دوستى با اهل بيت من. در واقع طلا كارى گنبد و ضريح، نوعى ابراز علاقه و محبت به اهل بيت پيامبر و تعظيم شعائر و تشكر از آنهاست. علاوه بر آنكه نوعى زينت و زيبايى است و زيبايى نيز هيچ ايراد و اشكالى ندارد، بلكه امرى پسنديده است.
پی نوشت: آنقدر با استناد به قرآن، همین کتاب الهی می توان دلایل مستحکم و قطعی آورد که با رجوع به آنها می توان به پوچ بودن عقاید فرقه وهابیت پی برد. استناد به آثار صحابه و دیگر آثار ارزشمند که اذعان به این موضوع دارد خود حدیث مفصلی دارد!