بابانظر را خواندم؛ البته خيلي كند. معمولاً كتاب‎هاي 300 صفحه‎اي را دو روزه تمام مي‎كنم، ولي بابانظر را نتوانستم. آن‎طور كه بايد، كشش نداشت. جنگ در خاطرات بابانظر، بي‎رحم بود و سخت. هرچند اين از استواري او و هم‎رزمانش چيزي كم نمي‎كرد، كه سنگين بودن كارشان را نشان مي‎داد. در خاطرات بابانظر، مملكت با چنگ و دندان، حفظ شده. مثل فيلم‎‎هايي كه ديدم نيست. فيلم‎هايي كه عراقي‎‎ها در آن‎ها احمق هستند و هيچ برنامه‎اي براي تهاجم ندارند و با هر تير رزمنده ايراني، يك لشكر عراقي روي زمين بيفتند. اين‎جا فرمانده از شدت استرس تب مي‎كند. مي‎ترسد، مي‎برد، توكل مي‎كند، متوسل مي‎شود. حالات انساني اين شخصيت‎ها ملموس است. در خاطرات او كشاكش روح آدمي در عرصه بلا تصوير مي‎شود.

بعضي قسمت‎‎ها واقعاً از خودم مي‎پرسيدم كه اگر من در اين شرايط بودم، مي‎ايستادم يا فرار مي‎كردم؟ روايت از قلب ميدان جنگ بود. بابانظر حتي درگيري‎‎هاي بين نيرو‎هاي خودي در ميدان را هم تعريف كرده بود. برايم جالب بود و واقعي. همه‎چيز توأمان در خاطرات او آمده است. قهر، آشتي، پيروزي، شكست. اما به‎نظرم خواندن اين كتاب براي هم‎رزمان بابانظر و حداقل رزمنده‎‎ها، شيرين‎تر و قابل‎فهم‎تر است. توضيحات ريز بابانظر در توصيف جغرافياي منطقه و اسامي، چيزي را براي من و امثال من روشن نكرد. در كل كتاب من تقريباً هيچ تصوري از جغرافياي منطقه نداشتم و اين خلأ مرا آزار داده و باعث مي‎شد بعد از چند صفحه كتاب را ببندم و كنار بگذارم. اصلاً نمي‎فهميدم نيرو‎ها چگونه حركت مي‎كردند. از شمال رودخانه فلان، به‎سمت روستاي فلان، بعد از جاده فلان و... از روي بعضي از اين توضيحات مي‎گذشتم. چون به حالم تفاوتي نمي‎كرد. شايد به‎نظر كوچك بيايد. ولي همين‎هاست كه كتاب را براي من و هم‎نسلانم خواندني مي‎كند.

ما بايد بفهميم دقيقا كجاي جغرافياي منطقه قرار گرفته‎ايم و دشمن از كدام سمت آتش مي‎كند. دشمن تا كجاي مرز ما را اشغال كرده و ما در هر عمليات چقدر را پس گرفته‎ايم. منطقه حلزوني كه بابانظر از آن تعريف مي‎كند، چه شكلي است. خلاصه حرفم اين است كه اين‎جور كتاب‎ها نقشه مي‎خواهد، شايد در پاورقي كتاب كه روي آن، مسير حركت نيرو‎ها با فلش مشخص شود. به يكي از دوستانم كتاب بابانظر را پيشنهاد كردم. گفت: خيلي سخت است و خسته‎كننده. مي‎شود بابانظر براي ما خسته‎كننده نباشد، به شرطي كه براي هرچه بهتر فهماندن اين خاطرات تلاش شود. دريافت اطلاعات و چاپ آن به‎صورت خام باري از دوش كساني‎كه احساس وظيفه مي‎كنند، برنمي‎دارد. بايد خوب آن را تصوير كرد.