یه معمایی تو دوران بچگی ما بود که از هم می پرسیدیم: «اون چیه که تو آب میفته، ولی خیس نمیشه؟» خیس شدن جزء لاینفک تو آب افتادن بود و نمیشد یکی رو بدون اون یکی خواست. جواب معما البته «سایه» بود اما همون طور که می دونیم سلبریتی ها نه تنها سایه نیستن بلکه می خوان ستاره باشن و درخشنگی شونو فریاد بکشن.
خیلی از سلبریتی ها خصوصاً اونایی که با هم ازدواج کردن، تا وقتی زندگی شون شیرینه، از تو ویترین گذاشتنش لذت می برن. مدام رو جلد روزنامه ها و مجلات حاضر میشن، گاهی وقتا عکسای خصوصی خودشون با بچه هاشونو به قیمت های نجومی به نشریات می فروشن، با همسراشون عکس یادگاری می گیرن و تو اینستاگرام میذارن، در برنامه های تلویزیونی حاضر میشن و از نحوۀ آشنایی شون میگن و حتی اگه مجال دست بده، واسۀ همدیگه شعر عاشقانه می خونن! خلاصه هر کاری می کنن تا از خودشون یه زوج خوشبخت رو به نمایش بذارن که هیچ غم و غصه و اختلافی ندارن.
این جوری همه چی خوب و قشنگ و عاشقانه س. هیچ منتقدی هم از اینکه این حریم خصوصی ستاره هاس و هیچکس حق نداره توش سرک بکشه، حرفی نمی زنه. اما مثل بازار میوه و تره بار، اینجا هم نمیشه آبدارها و تر و تازه ها رو از پلاسیده ها و کرموها جدا کرد. وقتی خودت رو انداختی تو آب، نمی تونی جلوی خیس شدنت رو بگیری. زن و شوهرها با هم دعوا می کنن، همدیگه رو تهدید می کنن، از همدیگه «یواشکی» دارن، شکایت و شکایت کشی می کنن، طلاق می گیرن... طبعاً آدم اینطور وقتا نمی خواد کسی از جزئیات زندگی خصوصیش چیزی بدونه ولی خب، وقتی شما سود شهرتت رو بردی و امتیازش رو گرفتی، نمی تونی از زیر بار ضرر و ضربه هاش شونه خالی کنی و بعد هم محکم و با اعتماد به نفس بگی: «زندگی خصوصی من به کسی ربطی نداره!»

البته در ظاهر هم انتظار به جایی دارن. حفظ حریم خصوصی تعبیر قشنگیه که کمتر کسی جرأت می کنه بگه بهش اعتقادی نداره اما بعضی از هنرمندان انگار فراموش کرده اند که این تعبیر ظاهرفریب، یه رابطۀ دو طرفه س و نه یه انتظار یک جانبه. وقتی فلان سلبریتی، زندگی خصوصیش رو به ابزاری واسۀ شهرت بیشتر تبدیل می کنه، وقتی در مقابل هر دوربینی قربون صدقۀ همسرش میره، وقتی که گاه و بیگاه حاضر میشه به همراه همسرش به عنوان زوج خوشبخت رو جلد فلان مجله بره، نمی تونه انتظار داشته باشه زندگی خصوصیش همچنان خصوصی بمونه و کسی تو اون سرک نکشه.
وقتی خودش بستر کنجکاوی مردم رو نسبت به جزئیات زندگیش فراهم کرده و باعث شده شاخک های خاله زنکی آدما تحریک بشه، چطور انتظار داره یه آدم بی حاشیه باقی بمونه و کسی در مورد بن بست های عاطفی، خانوادگی و حتی اقتصادیش سوال نپرسه؟ مگه نه اینکه همین چیزا یه کم قبل علامت خوشبختی و رفاه اون آقا یا خانوم مشهور بوده و نشانه های افتخارش محسوب می شده؟
یه عده میگن فضای فرهنگی ایران مستعد پر و بال دادن به حاشیه س و مردم ما دوست دارن تو زندگی ستاره ها سرک بکشن و براشون مزاحمت ایجاد کنن. مگه اون طرف مرزها، تو اروپا و آمریکا، وضع ستاره ها بهتره؟ اونجا یه سنت ریشه دار وجود داره به اسم «پاپاراتزی» که بر اساس اون خبرنگار به خودش اجازه میده روزها و شبهای متعدد یه ستاره رو زیر نظر بگیره تا بلکه بتونه ناغافل عکسی ازش بگیره یا به حاشیه ای از زندگیش پی ببره. تفاوت ما با اون کشورها نه در این چیزا، بلکه در حساسیت های فرهنگی، اخلاقی و دینی جامعه مونه. در اونجا ممکنه فلان بازیگر زن سه بار ازدواج کنه و طلاق بگیره و محبوبیتش نه تنها کمتر نشه، بلکه بیشتر هم بشه. فلان بازیگر مرد ممکنه صادقانه رو آنتن زنده در مورد اعتیاد سابقش به مواد مخدر یا الکل صحبت کنه و همچنان ستاره ای پرطرفدار باقی بمونه.
در ایران اما طلاق و ازدواج و اعتیاد و ترک اون، بار مضاعفی دارن که می تونن موقعیت بازیگر رو تو جامعه به خطر بندازن. می تونن از شهرتش کم کنن و سؤالاتی رو در مورد صلاحیت اخلاقیش مطرح کنن و حتی به ممنوع الکاریش منجر بشن. در چنین فضایی وظیفۀ خود ستاره، بازیگر یا موزیسین در حفظ حریم خصوصیش سنگین تر میشه؛ سنگین تر از مردمی که پرس و جو در مورد بازیگر محبوب یا منفورشون یکی از تفریحات شونه. این نه یه اتفاق عجیب و غریب، بلکه یکی از قواعد گریز ناپذیر شهرته؛ شهرتی که قرار نیست همیشه به کام سلبریتی ها باشه!