به مسخره کردن بعضی آدم‌ها عادت کرده‌ایم، بدون اینکه بدانیم چرا باید به این چیزها بخندیم. از بچگی عادت کرده‌ایم به کسی که به هر دلیلی زمین می‌خورد بخندیم. این که کسی با مخ بیاید زمین، عجیب بهمان حال می‌دهد، مخصوصاً وقتی با چند تا از رفقا باشیم و مخصوصاً‌تر وقتی آن طرف، یکی از اساتید یا هم‌کلاسی‌های از دماغ فیل‌ افتاده‌مان باشد. چرا؟ خودمان هم نمی‌دانیم.

از آن بدتر عادت کرده‌ایم وقتی زمین می‌خوریم خجالت بکشیم. اول دور و برمان را نگاه کنیم و بعد احساس ضایعی کنیم؛ مخصوصاً وقتی توی دانشگاه باشیم و مخصوصاًتر وقتی هم‌کلاسی‌های جنس مخالف‌مان ما را در آن حال مضحک ببینند. چرا؟ خودمان هم نمی‌دانیم. اگر به هم خوردن تعادل، نشانه‌ی بی‌دست‌وپایی و چُلفتگی است؛ شما بگویید کدام‌مان چلفته نیستیم؟!