غریب در غربت

شنیده بودم مزارش پشت حرم واقع شده اما نمی دونستم جای دقیقش کجاست... به در ورودی حرم که می رسم از نگهبانی که روی صندلی نشسته آدرس دقیق رو می پرسم. اشاره می کنه که همین مسیر رو تا انتها برو و بعد برو سمت چپ. به یه بازار شلوغ و پر پیچ و خم می رسم. بازار رو رد می کنم تا به یه قبرستان بزرگ و متروکه می رسم. درش بازه و هیچ کس هم نیست. جلوتر که میرم تابلوی زیر رو می بینم و مطمئن میشم که مسیر رو درست اومده ام...

و چند قدم اون طرف تر مزار دکتره... تعجب می کنم! توی این صبح دل انگیز تابستونی هیچ کسی اینجا نیست! برای منی که فکر می کردم وقتی میام اینجا با جمعیت زیادی رو به رو میشم، دیدن این صحنه واقعاً غم انگیزه... علی حتی در غربت هم غریبه... توجهم به جملات قصار روی دیوار مقبره که زائران از کتابهای دکتر نوشته اند و بازگو کنندۀ احساسات شونه جلب میشه: «اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد، خیانت کرده است اگر به کار دیگری اشتغال ورزد!» و زیباتر جمله ای در وصف حضرت زینب (س): «ای زینب! ای زبان علی در کام، با مردم خویش سخن بگو! ای که زن در رکاب تو مردانگی آموخت!»

از پشت حصار آهنی پنجره به داخل مقبره نگاه می کنم. یه دکور چوبی، چند کتاب از دکتر، چند قاب عکس، تعدادی دسته گل مصنوعی و چند تابلو نوشته از جملاتش... همگی تنها یادگاران دکتر از این دنیا هستند. به همین سادگی!

لبنان نامه 10

قسمت آخر: بازدید از جنوب لبنان و دیدار با سفیر

روشه یکی از گرونترین مناطق شهر بیروته که در  غرب این شهر واقع شده. برجهای چند طبقه، هتل های بزرگ چند ستاره و ساختمانهای اداری تجاری بزرگ این منطقه رو در شهر کاملاً متمایز کرده. البته بیشتر شهرت این منطقه از شهر بیروت به خاطر وجود دو صخره بزرگ در داخل آب و نزدیک ساحله که به صخره «عشاق» یا صخره خودکشی هم شهرت داره! این صخره های معروف که یکی از نمادهای شهر بیروت هم هستن، در انتهای خط ساحلی معروف به کورنیچ قرار دارن. خط ساحلی کورنیچ که مخصوص قدم زدن و پیاده رویه، از نزدیک هتل سنت جرج در منطقه داون تاون شروع میشه و تا منطقه روشه و به موازات خیابان شارل دوگل ادامه پیدا می کنه. بخشی از مسیر کورنیچ قبل از رسیدن به روشه سربالایی داره و بعد از عبور از این قسمت سرازیری شروع میشه. درباره این صخره ها افسانه های زیادی وجود داره. گفته میشه برای اولین بار دختری به نام «روشه» بعد از ناکامی در یه ماجرای عشقی خودش رو از بالای اون به دریا پرت می کنه و به همین خاطر به این منطقه روشه گفته میشه. همچنین بر اساس روایت دیگه ای، بعد از مرگ یه خواننده مصری، یکی از هوادارانش خودش رو از بالای این صخره ها به اب پرت می کنه و خودکشی می کنه. گفته میشه بعد از اون ماجرا تا حالا چندین نفر در این منطقه و با پرت شدن از روی صخره، خودکشی کرده اند که بیشترشون به خاطر ناکامی در رسیدن به معشوق بوده.

صخره های روشه: احتمالاً در فیلم «کتاب قانون» اونا رو دیدین

بعد از بازدید از صخره های روشه سوار قایق میشیم تا یه گشت دریایی جالب رو در آبهای زیبای مدیترانه و در اطراف صخره های روشه تجربه کنیم. برای ناهار به رستورانی به نام الصخره رفتیم که مشرف بر صخره ها بود. رستوران تقریباً بزرگی بود که دو بخش مسقف و روباز داشت. بیشتر غذاهای رستوران از نوع غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو بود و ما برای ناهار میگو سوخاری سفارش دادیم که هزینه اش برای خانواده ما 100 دلار شد که واقعاً گران بود و بی شک گرونیش هم به دلیل مکان قرار گرفتن رستورانه. در ساعات میانی روز تقریباً هر ۵ دقیقه یه هواپیما از بالای منطقه روشه عبور می کنه. پروازهای ورودی به فرودگاه بیروت در این وقت از روز زیاد میشه و از اونجایی که فرودگاه بیروت در جنوب غرب شهر واقع شده و هواپیما برای فرود باید از سمت شمال وارد باند بشه، بنابراین مسیر عبور هواپیماها از این منطقه هست. بعد از صرف ناهار آماده میشیم تا سر مزار شهدای حزب الله و همچنین شهید عماد مغنیه (مرد شماره دو حزب الله) بریم. در مسیرمون از یکی از اتوبان های معروف بیروت عبور می کنیم که اسمش به افتخار رهبر انقلاب اسلامی ایران «اتوبان امام خمینی» نامگذاری شده.

اتوبانی که به نام امام خمینی (ره) نامگذاری شده

به سالن مزار شهدا که می رسیم می بینیم که خانواده های شهداء مراسمی برای شهیدان شون برگزار کرده اند و مشغول خواندن قرآن و فاتحه ای برای فرزندان شون هستن. و چقدر فضای معنوی و زیبایی بوجود اومده بود... توی چشمای تک تک شون که نگاه می کردی هیچ اثری از یأس و ناامیدی نمی دیدی؛ فقط و فقط نشانه های مقاومت و صبر تا پیروزی... هیچ وقت باورم نمی شد که یه روزی بتونم سر مزار فرمانده ای برم که نقشه ها و طرح های جنگی او باعث شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه شد. کسی که همه او رو به نام حاج عماد مغنیه می شناختن... کسی که دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل در حدود 20 سال به دنبال ترورش بودند و او رو مغز متفکر عملیات های جنگ 33 روزه معرفی می کردن. چقدر سر مزارش احساس آرامش داشتم... بعد از بازدید از مزار شهدا آماده میشیم تا به جنوب لبنان بریم و از مناطق شیعه نشین بازدید کنیم. جنوب لبنان برخلاف جنوب ایران که گرم و خشکه، یه منطقه بسیار سرسبز و خوش آب و هواست. فاصله ما در ایجا با مرز اسرائیل فقط چند کیلومتره!

یه تانک مرکاوای اسرائیلی که حزب الله به عنوان نماد قدرت، لوله اش رو گره زده!

برنامه ما در جنوب شامل بازدید از تجهیزات ارتش اسرائیله که جوانان حزب الله اونا رو در جنگ 33 روزه به غنیمت گرفته اند؛ از تانک های مرکاوا- که اسرائیل اداعا می کرد هیچ سلاحی بر این تانکها مؤثر نیست- گرفته تا انواع سلاح و تجهیزات انفرادی. بازدید از غارهای مخفی حزب الله که برای پاتک زدن در جنگ 33 روزه و همچنین جنگ های احتمالی آینده در دل کوه حفر شده اند، از بخش های دیگه بازدید ما بود. هوای داخل غار خیلی مرطوب و خفه هست و اینجاست که تازه می فهمی صبر و استقامت جوانان ارتش حزب الله چه میزان بوده که ماهها در این غارها زندگی کرده اند! در غار همچنین نمازخانه کوچک و ساده ای وجود داشت که عکس امام راحل (ره) و سید حسن نصرالله بر روی دیوارش نصب شده بود.

غارهای مخفی حزب الله که از اونا در جنگ ۳۳ روزه برای پاتک زدن به ارتش اسرائیل استفاده کرد

برنامه آخر ما در بیروت دیدار با سفیر ایران در لبنانه. قبل از اینکه به محل سفارت برسیم، تور لیدرمون هشدار میده که وقتی وارد حیاط سفارت شدین به دلایل امنیتی از خودروهای پارکینگ به هیچ وجه عکس نگیرین. اما از اونجا که بنده خیلی لجباز تشریف دارم و هر کاری که بهم میگن انجام نده، انجام میدم وقتی وارد حیاط شدیم یه دونه عکس از ماشین های اسکورت آقای سفیر گرفتم. بلافاصله محافظانی که در داخل حیاط بودن متوجه شدن و تا اون عکس رو از دوربینم پاک نکردم، خیالشون راحت نشد. در مهمان پذیر سفارت حدود پنج دقیقه ای منتظر شدیم تا آقای دکتر رکن آبادی، سفیر ایران در لبنان اومدن. حدود نیم ساعتی رو در مورد اوضاع فعلی لبنان، گروه های سیاسی، دانشگاه های بیروت و... صحبت کردن و بعدش به سؤالات تک تک میهمانان پاسخ دادن. بعد از پایان جلسه با سفیر به هتل برگشتیم و ساک ها رو بستیم تا آماده بازگشت به ایران بشیم. خداحافظ لبنان!

لبنان نامه 9

قسمت نهم: بازدید از معابد ژوپیتر، باخوس و ونوس

مقصد بعدی ما شهر بعلبک در ۸۵ کیلومتری شمال شرق بیروته. یه شهر کوچک با جمعیتی حدود ۱۰ هزار نفر که اکثراً شیعه هستن. بعلبک سابقه تاریخی کهنی داره و اهمیت امروزی اون هم در وجود بزرگترین مجموعه بازمانده از معابد دوران روم باستانه که سابقه اش به حدود 2 هزار سال می رسه. مسیر حرکت ما یه منطقه کوهستانیه. بخشی از مسیر بین بیروت و بعلبک، بزرگراهیه که بیروت رو به دمشق وصل می کنه و ۱۶۰ کیلومتر طول داره. در منطقه ای به نام شتوره حدود ۱۵ دقیقه ای توقف می کنیم. از این جا به بعد راه بیروت به دمشق و بعلبک از هم جدا میشه. جاده ای که به سمت شمال شرقی میره مسیر بیروت و جاده در جهت جنوب شرقی مسیر دمشق هست. چای، نسکافه و نوشابه با سکه های 10 لیری قابل خرید از دستگاههای سکه ای هستن. بنابراین اسکناس خودمون رو با سکه در این رستوران چنج می کنیم و یه لیوان نسکافه می خریم که واقعاً می چسبه! فاصله بین بیروت تا بعلبک حدود یه ساعت و نیم طول می کشه که البته دلیلش هم جاده کوهستانیه. در طول مسیر دره زیبای بقاع با مزارع و باغات سرسبزش قابل مشاهده هست. این دره مهمترین منطقه کشاورزی لبنان محسوب میشه. خانه های ویلایی با سقف های شیروانی جلوه خاصی به دره بقاع داده. شهر زاحله که مرکز استان بقاع محسوب میشه در دره قرار داره و بزرگترین شهر شرق لبنانه. در بخش وروردی شهر بعلبک مجموعه معابد تاریخی قرار دارن.

حجر الحبلی: بزرگترین تخته سنگ تراش داده شده توسط بشر

ابتدا به دیدن سنگ عظیم الجثه ای میریم که گفته میشه بزرگترین تخته سنگ تراش داده شده توسط دست بشر هست! سنگی به طول 5/21 متر با عرض 4 متر و ارتفاعی حدود 5 متر که وزنش حدود 1000 تن تخمین زده شده! به عربی به این سنگ حجر الحبلی گفته میشه که به معنای سنگ حامله هست! این تخته سنگ در نزدیکی محل معدن سنگی قرار گرفته که از سنگهای اون برای ساخت معابد استفاده می شده. فاصله معدن سنگ تا مجموعه معابد حدود یه کیلومتره. اینکه این سنگ غول آسا چطوری توسط بشر تراش و حرکت داده شده، سؤالیه که فعلاً پاسخی براش پیدا نشده. سه نمونه دیگه از این سنگ ها در ساخت معبد ژوپیتر مورد استفاده قرار گرفته و به نظر می رسه سنگ باقی مانده در این محل، قطعه چهارم این مجموعه تخته سنگهای عظیم بوده که به هر دلیلی مورد استفاده قرار نگرفته. شهر بعلبک یکی از شهرهای قدیمی خاورمیانه محسوب میشه که سابقه تمدنش به ۹ هزار سال قبل از میلاد می رسه. بعلبک یه کلمه فینیقی به معنای شهر افتاب هست؛ «بعل» به معنای آفتاب و «بک» به معنای شهر. اسکندر مقدونی بعد از اشغال این شهر در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد، نام شهر رو به «هلیوپولیس» تغییر داد؛ «هلیو» به معنای آفتاب در زبان یونانی و «پولیس» هم به معنای شهر.

چهار ستون باقی مانده از دوازده ستون مدخل ورودی معابد

بعد از اینکه رومی ها به قدرت رسیدن و دولت فینیقی ها رو نابود کردن، به تدریج برای رفع نیازهای مذهبی و همچنین هدیه به خدایان خودشون تصمیم به ساخت مجموعه معابدی گرفتن که در دنیا نظیر نداشته باشه. سه معبد ژوپیتر، باخوس و ونوس به تدریج در طول ۳ قرن اول بعد از میلاد به همراه متعلقاتشون در این منطقه بنا شدن که نمونه ای از شکوه معماری روم باستانه. در سال ۳۱۲ میلادی کنستانتین، امپراطور روم مسیحیت رو دین رسمی اعلام کرد و همین باعث شد تا این معابد از رونق بیفته و به دست فراموشی سپرده بشن. درهای برنزی و همچنین سقف چوبی اون که از چوب درخت ارز (قبلاً در مورد این درخت توضیح داده بودم) بود کنده میشن و به سرقت میرن. در سال ۴۴۰ میلادی تئودوسیس معبد ژوپیتر رو تخریب می کنه و از سنگ هاش برای ساخت کلیسا در حیاط این مجموعه استفاده می کنه. همچنین زلزله های متعدد در طول قرنهای گذشته باعث تخریب بخشهایی از این مجموعه شده. در دوره اسلام هم این شهر بدست مسلمانان افتاد و از سنگهای این معابد برای ساخت مسجد استفاده کردن.

نمونه ای از سر ستون های باقی مانده مربوط به معبد ژوپیتر

تکنیک بکار رفته در ساخت معابد هم بی نظیره. به این شکل که در ساخت فقط از سنگ استفاده شده و هیچگونه ملاطی استفاده نشده! ستونها بوسیله گیره های آهنی بهم وصل شده اند؛ البته با روکش سرب تا از زنگ زدگی آهن جلوگیری کنه. مجموعه معابد بعلبک شامل ۶ بخشه: دروازه ورودی، حیاط شش ضلعی، حیاط بزرگ و قربانگاه، معبد ژوپیتر، معبد باخوس و معبد ونوس. دروازه ورودی معابد یا Propylaea اولین بخش این مجموعه تاریخیه که در فاصله سالهای ۲۱۱-۲۱۷ ساخته شده. ورودی معابد شامل دو برج بلند در دو طرف و یه ایوان در وسطه. ۳۹ پله از کف زمین تا مدخل ورودی فاصله هست و در دو طرف پلکان ۱۲ ستون از جنس گرانیت صورتی قرار داشته که ۴ ستون از سمت راست پلکان هنوز باقی مونده. در دوره تسلط اعراب بر این مجموعه، از اینجا به عنوان دژ نظامی استفاده می شده و از سنگهای پلکان ورودی برای ساخت دیوار جهت بلوکه کردن ورودی به حیاط بزرگ استفاده می کردن. در سال ۱۹۰۱ بخشی از پلکان توسط گروه باستان شناسی آلمانی ساخته شد تا دسترسی به محوطه معابد به شکل اصلی خودش باشه. سه تا در ایوان رو به حیاط شش ضلعی وصل می کنن که در وسطی ۸ متر ارتفاع و ۶ متر عرض داشته و درهای جانبی هم ۴ متر ارتفاع و 5/2 متر عرض داشته اند.

نمای کلی از مدخل ورودی، ستون های مقابل پلکان و برج کنار مدخل ورودی

در دیوار پشتی ایوان ۱۲ طاقچه به نشانه ۱۲ الهه رومی وجود داره. راهنمای ما در این مجموعه تاریخی، یه آقای لبنانی شصت ساله بود که اطلاعات کاملی داشت و به انگلیسی روان و سلیس توضیحات خودش و به ما ارائه می داد. در ابتدا به بازدیدکنندگان گفت که او ابتدا در هر قسمت توضیحات خودش رو ارائه میده و بعدش فرصتی برای عکس گرفتن خواهد داد. ضمن اینکه مسیر بازدید طوری هست که ورودی و خروجی مجموعه معابد از هم جداست؛ یعنی مسیری رو که طی می کنیم دوباره در راه برگشت برای خروج نخواهیم دید. پس نباید فرصت گوش دادن به توضیحات و عکس گرفتن رو از دست داد! وارد حیاط شش ضلعی که میشیم، بسیاری از همسفران ما میگن که از توضیحات انگلیسی چیزی متوجه نمیشن و بهتره یه نفر اونا رو به فارسی ترجمه کنه که لیدر ایرانی ما این کار رو بر عهده می گیره. حیاط شش ضلعی محلی هست که عبادت کننده قبل از ورود به محوطه اصلی در اون تأمل می کنه و بعد از توقف کوتاهی وارد حیاط بزرگ میشه. در اطراف محوطه مرکزی این حیاط ۳۰ ستون ۸ متری گرانیتی وجود داشته و ۴۰ ایوان که هر کدوم ۴ ستون داشته و طوری طراحی شده بودن که حیاط رو احاطه کنن. جالبه بدونین که این حیاط شش ضلعی، سقف چوبی داشته! پس از حیاط شش ضلعی، حیاط بزرگ و قربانگاه قرار داره که محوطه بسیار وسیعیه و طول و عرضش ۱۳۵ در ۱۱۳ متره. این حیاط دارای سقف بوده تا عبادت کنندگان از آفتاب و باران در امان باشن. 84 ستون از گرانیت سرخ آسوان مصر در دور تا دور حیاط قرار داشته و ۴۴ ستون هم برای نگهداری سقف چوبی حیاط وجود داشته.

برج مکعبی شکل در حیاط بزرگ

در داخل حیاط یه برج مکعبی شکل به ارتفاع ۱۷ متر وجود داره که دارای یک راه پله ورودی و یک راه پله خروجیه. از بالای برج، عبادت کنندگان کل مکان مقدس رو می تونستن ببینن. در داخل حیاط هم دو آبگیر برای انجام غسل های مذهبی وجود داشته که بقایای اونا هنوز هم پابرجا مونده. بعد از حیاط بزرگ وارد معبد ژوپیتر میشیم. ژوپیتر در روم باستان خدای خدایان بوده و الهه آسمانها. این معبد بزرگترین و پر هزینه ترین معبد در این مجموعه بوده و اتفاقاً بیشترین آسیب ها رو هم در طول زمان دیده. معبد در سال ۶۰ بعد از میلاد و در دوران امپراطوری نرو ساخته شده و در دوره های بعدی کامل تر شده. پلکان ۳۵ پله ای به ارتفاع ۷ متر که عرض هر پله ان ۴۸ متره، حیاط بزرگ و قربانگاه رو به معبد ژوپیتر وصل می کنه. 54 ستون گرانیتی دور معبد قرار داشته که در حال حاضر فقط ۶ ستونش باقی مونده. هر ستون ۲۲ متر ارتفاع داره و حدود ۲ متر و ۲۰ سانت هم عرضشونه. ستونها توسط سر ستونهایی به هم وصل میشن که پر از نقش و نگارهای مختلف و زیباست. در دیوار سمت غربی معبد ۳ تخته سنگ عظیم که به «تریلیتون» مشهورن، هر کدوم به وزن تقریبی هزار تن به کار گذاشته شده اند که یکی از شگفتی های بزرگ و سؤالات بی پاسخ باستان شناسانه. اینکه این سنگ ها با امکانات اون زمان چطوری تراش داده شده و به اینجا منتقل شده اند، سؤال بی پاسخیه که هنوز جوابی براش پیدا نشده.

نمای کاملی از معبد باخوس

معبد باخوس یا معبد کوچک، دومین معبد در داخل مجموعه معابد تاریخی بعلبکه. باخوس الهه شراب در روم باستانه. این معبد که در نیمه دوم قرن میلادی بنا شده کوچکتر از معبد ژوپیتره و در کنارش قرار داره. مساحت داخل معبد ۶۹ در ۳۶ متره و ۳۳ پله به عرض 5/6 متر پلکان ورودیش رو تشکیل میده. دور تا دور معبد ۵۰ ستون به ارتفاع ۱۸ متر و به فاصله 5/2 متر از همدیگر قرار داشته اند که ۸ ستون مقابل ورودی معبد به طور کامل تخریب شده و ۳۵ ستون در دور تا دور معبد باقی مونده. معبد باخوس نسبت به دو معبد دیگه در طول زمان آسیب کمتری دیده. بعد از خروج از معبد وارد یه گذرگاه زیر زمینی میشیم که شامل دو گالری موازی پر از مجسمه های سنگی خدایان و الهه های روم باستان هست. در مقابل در خروجی هم یه برجی قرار داره که به سبک برج و باروهای نظامی هست. این برج بعدها و در زمانی که از اینجا به عنوان یک  قلعه نظامی استفاده می شده، ساخته شده. سومین و کوچکترین معبد این مجموعه هم در خارج از مجموعه قرار داره. معبد کوچک ونوس که روبروی مجموعه تاریخی و در اون طرف خیابان قرار داره. این معبد به شکل دایره ای هست و  ۶ ستون  و ۲۱ پله در ورودی داره.

ادامه نوشته

لبنان نامه 8

قسمت هشتم: بازدید از زیبایی های مرکز بیروت

شهر بیروت به سه منطقه تقسیم میشه: قسمت اول بیروت شرقی که منطقه ای لوکس و گرون قیمته و بیشتر جمعیتش هم مسیحیان هستن. معروفترین محلاتش هم اشرفیه و برج حمود هست. نوع معماری و شهرسازی این منطقه به معماری فرانسوی شباهت داره، چون لبنان قبلاً مستعمره فرانسه بوده. قسمت دوم بیروت غربی هست که اکثر جمعیتش رو مسلمانان سنی تشکیل میدن و بخش سیاسی پایتخت به شمار میره، چون بیشتر مراکز ادرای و تجاری از جمله وزارت خانه ها، کاخ ریاست جمهوری، پارلمان، بانک ها و... در این منطقه واقع شده اند. هتلهای متعدد در این منطقه بویژه کنار ساحل مدیترانه، بیروت غربی رو به منطقه ای توریستی تبدیل کرده. داون تاون، خیابان حمرا، روشه و مناره مهمترین محله های بیروت غربی هستن. دانشگاه معروف آمریکایی بیروت هم در این منطقه واقع شده. منطقه سوم بیروت جنوبی هست که ساکنانش رو شیعیان تشکیل میدن و مهمترین محله اش ضاحیه نام داره. فرودگاه بین المللی بیروت هم در این منطقه واقع شده.

برج ساعت در مرکز خیابان شانزلیزه بیروت قرار گرفته که دقیقاً مشابه خیابان شانزلیزه پاریس ساخته شده

داون تاون (Down town) در منطقه مرکزی بیروت واقع شده که در واقع قلب تپنده این شهر محسوب میشه. داون تاون از سمت شرق با اشرفیه و از سمت غرب با خیابان حمرا و روشه همسایه هست و نقطه شروع خط ساحلی کورنیچ هم از داون تاون هست. میدان نجمه یا برج ساعت، میدان شهدا و منطقه سولیدر سه بخش اصلی داون تاون هستن. برج ساعت در دوران تسلط فرانسویان بر این منطقه ساخته شده و در شب زیبایی خاصی داره. میدان شهدا هم به خاطر مجسمه معروفش مشهوره. منطقه سولیدر در دوران استعمار فرانسویان، مرکز شهر بیروت محسوب می شده اما در دوران جنگ داخلی به کلی خراب شد و در دهه ۹۰ بازسازی شد. پس از پایان جنگ داخلی در اوایل دهه ۹۰ در لبنان، شرکتی توسط رفیق حریری به نام سولیدر تأسیس شد که کار بازسازی داون تاون رو بر عهده گرفت. گفته میشد که بیشتر املاک این منطقه هم متعلق به خاندان حریری هست. در حقیقت ساخت مشابه خیابان شانزلیزه پاریس در بیروت، تکمیل مسجد محمد امین و در کل ساخت منطقه «پاریس کوچولوی بیروت» وظیفه این شرکت بود که به نحو احسن انجامش داد.

کافه ها و رستوران های منطقه پاریس کوچولو بعد از ساعات نیمه شب پاتوق جوانان لبنانی هستن

مثل تمام واکینگ استریت های دنیا، داون تاون هم خیابانی پر از کافه ها، رستورانها و فروشگاههای متعدد هست و به خصوص در شب زیبایی خاصی داره. قدم زدن در خیابانهای باریک سنگفرشی محصور شده در میان ساختمانهای بلند گرانیتی حس و حال خاصی به آدم میده. ساختمان پارلمان و کاخ ریاست جمهوری لبنان به فاصله کمی از برج ساعت قرار داره و در کنارش آثار باقیمانده حمامهای رومیان از دوران امپراطوری روم شرقی دیده میشه. مسجد محمد امین (ص) در منطقه داون تاون و نزدیک میدان شهدا قرار داره و درخشش گنبد آبی رنگش در شب جلوه زیبایی به منطقه میده. این مسجد بزرگ هم در زمان نوسازی منطقه داون تاون بین سالهای 2002 تا 2007 ساخته شد. مسجد محمد امین در 17 اکتبر 2008 افتتاح شد. در مراسم افتتاح این مسجد به عنوان بزرگترین مسجد لبنان، رهبران دینی مسلمان، سیاستمداران و هزاران نفر از لبنانی ها در بیروت گردهم آمده بودند. وزرای کشورهایی چون امارات، قطر، عمان، کویت هم در این مراسم حضور داشتن.

مسجد محمد امین (ص): بزرگترین مسجد لبنان

همون طور که گفتم این مسجد در مرکز شهر قرار داره و در نزدیکیش کلیسای «سنت جورج» واقع شده. هیچ تردیدی نیست که این بنای زیبا با ویژگیهای فرهنگی، دینی و زیبایی شناسی خودش بیروت رو غنی کرده. مسجد محمد امین در فضایی حدود 10700 متر مربع و در چهار طبقه ساخته شده. در هر چهارگوشه این بنا یه مناره قرار داره که ارتفاعشون به 72 متر میرسه. ارتفاع گنبد این مسجد که بر روی شبستان اصلی قرار داره 42 متره! هنگام بازدید از داخل مسجد تور لیدرمون گفت زیاد امید نداشته باشین که اجازه بدن داخل مسجد بشیم چون نگهبانان مسجد نسبت شیعیان و بخصوص ایرانی ها دید خوبی ندارن! اما نمی دونم چی شد که بهمون اجازه ورود دادن و حتی تونستیم عکس هم بگیریم. قبر رفیق حریری، نخست وزیر سابق لبنان که در سال ۲۰۰۵ ترور شد، در نزدیک مسجد واقع شده.

آرامگاه رفیق حریری و همراهانش که شش سال پیش ترور شدن

قبر او  و همراهانش که در اون حادثه کشته شدن در این مکان واقع شده و روی مقبره با گلهای طبیعی تزئین شده که هر دو روز یکبار تعویض میشه. به هنگام ورود هر فردی به این محوطه محافظان بلند قامت و شیک پوش مقبره هم میان و دور مقبره می ایستن که باعث حس ترس خاصی در آدم میشه! مرحله آخر بازدید ما در این قسمت شامل پیاده روی در خیابان شانزلیزه و گرفتن عکس یادگاری در کنار برج ساعت و تماشای زیبایی های پاریس کوچولوی بیروت بود.

ادامه نوشته

لبنان نامه 7

قسمت هفتم: بازدید از شهر بیبلوس و گشت و گذار در مراکز خرید بیروت

مقصد بعدی ما شهر بیبلوس در ۴۰ کیلومتری شمال بیروت بود. این شهر که سابقه اش به ۵ هزار سال قبل از میلاد برمی گرده، قدیمی ترین شهر جهانه که بطور مستمر از زمان تأسیسش تا به حال محل سکونت بشر بوده و از این نظر ویژگی خاصی داره. بیبلوس که به عربی بهش «جبیل» هم گفته میشه، شهر کوچک و تاریخی و توریستیه که جمعیت زیادی نداره، اما اکثریت جمعیتش رو مسیحیان مارونی تشکیل میدن و درصدی هم مسلمان داره که اکثراً شیعه مذهب هستن. این شهر بواسطه داشتن چند اثر تاریخی یکی از جذابیت های توریستی لبنان به شمار میره. در میدان کوچک ورودی شهر بیبلوس پیاده شدیم و قدم زنان از داخل بازار قدیمی به سمت قلعه بیبلوس حرکت کردیم. مغازه های این بازار قدیمی و سنتی بیشتر به فروش صنایع دستی مشغول هستن. من یک کلاه با آرم کشور لبنان از این بازار خریدم.

نمایی از شهر بیبلوس از داخل قلعه در یه روز ابری

محوطه باستانی بیبلوس با سابقه بیش از ۲۷۰۰ سال در فهرست آثار تاریخی یونسکو هم به ثبت رسیده. این محوطه دارای بقایای قصرهای قدیمی از دوران باستان هست. قلعه قدیمی بیبلوس در این محوطه قرار گرفته. بهای بلیت ورودی به قلعه ۶ هزار لیر بود. قلعه بیبلوس در قرن دوازدهم توسط صلیبیون بنا شده. این قلعه که به فاصله چند متری از ساحل مدیترانه بنا شده، از سنگ آهک بومی منطقه و از بقایای ساختمانهای موجود در محوطه باستانی بیبلوس ساخته شده. قلعه در سال ۱۱۱۸ میلادی توسط صلاح الدین ایوبی فتح شده و پس از چند سال دوباره توسط صلیبیون پس گرفته میشه. قلعه در دو طبقه بنا شده و یه راهنمای محلی اطلاعات کاملی در مورد تاریخچه قلعه و محوطه باستانی به بازدید کنندگان می داد. از آثار تاريخي دیگه اين منطقه مي‌شه به كليساي «مار يوحنا» نام برد. اين كليسا متعلق به قرن 13 ميلادي هست و در كنارش هم يه مسجد قديمي قرار داره. روبروي كليسا موزه شمع قرار داره كه مراسم و آداب و رسوم مردم اين مرز و بوم رو به تصوير كشيده. همچنين كليساي سنت ژان مارك در بيبلوس از اماكن مقدس دیگه و كليساهاي ديدني محسوب ميشه.

یه کافه دلنشین در بیبلوس، نزدیک قلعه تاریخی شهر

برنامه بازدید از شهر جبیل حوالی ظهر تموم میشه و ما دوباره سوار اتوبوس میشیم تا به بیروت برگردیم. در مسیر برگشت زینب به اعضای گروه اعلام می کنه که می خوایم به دو مرکز خرید بریم که با استقبال زیادی روبرو میشه، چون بیشتر اعضای گروه رو خانواده ها تشکیل میدن و  چیزی بهتر از گشتن در مراکز خرید و خرید کردن برای خانمها نیست! مقصد اول ما مرکز خرید ABC هست. اتوبوس در کنار این مرکز خرید بزرگ توقف می کنه و وارد فروشگاه می شویم. ABC یه مرکز خرید بزرگ در بیروته که حدود دو سه ساله که افتتاح شده. به سبک همه مراکز خرید بزرگ شامل بخشهایی مثل جواهرات و ساعت، لباس زنانه، لباس مردانه، لباس بچگانه و سایر کالاهاست و البته چند رستوران و کافه هم داره. ABC یه شعبه دیگه هم در منطقه اشرفیه در مرکز شهر بیروت داره. بیشتر اجناس این مرکز خرید از برندهای معروف هستن و طبعاً قیمتشون هم خیلی بالاست. تقریباً هیچکس تمایلی به خرید نشون نمیده و بعد از حدود یه ساعت گشت و گذار در فروشگاه به داخل اتوبوس برمی گردیم تا راهی سیتی مال بشیم که گفته میشه قیمتهاش ارزان تر از این جاست.

سیتی مال؛ یکی از فروشگاه های شیک و گرون قیمت بیروت

سیتی مال به فاصله کمی از ABC قرار داره و در کنار بزرگراهی که بیروت رو به جونیه وصل می کنه واقع شده. این مرکز شامل ۱۰۰ فروشگاه، ۱۵ رستوران و کافه، یه هایپر مارکت و چند سالن سینما در طبقه فوقانی هست. از طبقات بالا میشه دریای مدیترانه رو هم دید. در طبقه همکف یه مرکز برای بازی کودکان هم وجود داره. اولین کار بعد از ورود به سیتی مال صرف ناهار بود! بعد از چند روز حضور در بیروت برای اولین بار در منوی یه رستوران برنج دیدیم: رستوران CHOPSTICK. سفارش ما برنج و چیکن بود؛ برنج به همراه خورشتی شامل مرغ و بادام هندی که مزه خیلی شیرینی داشت و بیشتر از ۲-۳ قاشقش قابل تحمل نبود! فکر کنم که یک نوع غذای ژاپنی بود، چون به همراهش دو تا از این چوب های مخصوص غذاخوری ژاپنی های هم بود! برای ادامه ناهار از رستوران مک دونالد سفارش دادیم. بعد از ناهار در طبقات مختلف این مرکز خرید گشتیم و تقریباً قیمت کالاهاش خیلی بالا بود، چون همه از مارکهای معروف بودن. در طبقه پایین سیتی مال یه هایپر مارکت وجود داشت که تقریباً هر چی می خواستی در اون پیدا میشد. البته بیشتر اجناسش مواد غذایی بودن.

انواع مشروبات و سیگار با برندهای مختلف، قیمت بسیار پایینی در لبنان داشت

اکثر اجناس موجود در فروشگاههای بیروت مثل پوشاک و مواد غذایی، خارجی هستن و خیلی هاشون هم از برندهای معروف هستن که طبعاً قیمت بالایی دارن. بنابراین بیروت برای خرید شهر خیلی گرونی به نظر می رسه. در شهر بیروت فروشگاهها و مراکز خرید خیلی زیادی وجود داره. معروف ترین مناطق شهر برای خرید عبارتند از: داون تاون، منطقه مرکزی شهر که جدیداً نوسازی شده و در پست های بعد بیشتر در موردش می نویسم. خیابان حمرا، جایی که هتل ما در اون واقع شده بود و فروشگاههای متعددی داشت که البته بیشترشون لباس کیف و کفش می فروختن. خیابان مار الیاس، یکی از خیابانهای جنوبی بیروت که خیلی شلوغه و پر از فروشگاههای متعدده که بیشتر اجناسش لبنانی و تقریبا ارزان قیمت هستن. خیابان وردون، که فروشگاههای لوکس و خیلی گرون با اجناس خارجی داشت. مهمترین مراکز عمده خرید در بیروت هم عبارتند از: ABC مال، بیروت مال، سیتی مال، سوکس د بیروت، الدورادو و...

ادامه نوشته

لبنان نامه 6

قسمت ششم: بازدید از شهرهای صیدا و صور

پس از پایان بازدید از قلعه موسی سوار اتوبوس میشیم و دوباره به جاده اصلی بیروت صیدا برمی گردیم. ارتباط بین بیروت با شهرهای صیدا و صور توسط یه اتوبان جدید برقرار میشه که یک طرفش رو ساحل مدیترانه و سمت دیگه رو هم باغهای مرکبات احاطه کرده. در طول مسیر بیروت تا این دو شهر تابلوهای بزرگی کنار جاده نصب شده که جمله اصلیشون اینه: «لبنان اولی» که در واقع  گروههای سیاسی و مذاهب مختلف رو به اتحاد و وحدت دعوت می کنه و منافع ملی لبنان رو مهمتر از منافع گروهها می دونه. همچنین تابلوهای بزرگ متعدد دیگه ای هم در طول مسیر وجود داشت که میزان کمک کشورهای مختلف رو به لبنان برای بازسازیش نشون می داد؛ ایران، عربستان، اردن، مصر، سوریه و... فاصله بیروت تا صیدا ۴۰ کیلومتره. این شهر بعد از بیروت و طرابلس با ۲۰۰ هزار نفر جمعیت سومین شهر بزرگ لبنان به شمار میره و در واقع بزرگترین شهر جنوب لبنان محسوب میشه. اکثر جمعیتش سنی مذهب هستن.

قلعه دریایی شهر صیدا

اهمیت بیشتر این شهر به خاطر اینه که زادگاه رفیق حریری، نخست وزیر فقید و فواد سینیوره نخست وزیر بعد از حریری هست. طبق گفته های تور لیدرمون، رفیق حریری برای بازسازی این شهر تلاش زیادی کرده بود. در کنار جاده و در سمت ساحلی شهر، استادیوم المپیک صیدا مشخصه؛ یه ورزشگاه شیک و نوساز که برای جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۰۰ ساخته شد و اتفاقاً تیم ملی ایران هم در این ورزشگاه به کره جنوبی باخت و از مسابقات حذف شد. مهمترین اثر دیدنی شهر صیدا، قلعه دریایی این شهره که در سال ۱۲۲۸ میلادی ساخته شده و یکی از بزرگترین قلعه های تاریخی کشور لبنانه. این قلعه با فاصله کمی از ساحل در داخل آب قرار داره... برنامه بعدی ما در این شهر بازدید از موزه صابون صیدا بود. این موزه در داخل بازار قدیمی شهر صیدا واقع شده. شهر صیدا به خاطر صابون مرغوبش در دنیای عرب شهرت جهانی داره. در این موزه مراحل ساخت صابون به روش سنتی برای بازدید کنندگان توضیح داده میشد.

 موزه صابون شهر صیدا

یه راهنمای انگلیسی زبان به خوبی مراحل رو توضیح می داد و زینب هم اونا رو برای بقیه ترجمه می کرد. ماده اصلی تهیه صابون در صیدا روغن زیتون بوده. مراحل مختلف تهیه اش از روی ماکت توضیح داده میشد. در بیرون از موزه هم فروشگاهی وجود داره که میشه ازش صابون مرغوب شهر صیدا رو خریداری کرد. بلافاصله پس از پایان بازدید شهر صیدا، راهی شهر صور در جنوب لبنان شدیم. فاصله این شهر از صیدا ۴۰ کیلومتر و از بیروت حدود ۸۰ کیلومتره که از طریق اتوبان بهم وصل میشن. صور با حدود ۱۲۰ هزار نفر جمعیت، چهارمین شهر بزرگ لبنان محسوب میشه. اکثریت جمعیت شهر صور شیعه هستن و بر خلاف شهرهای صیدا و بیروت، شهر خیلی مدرنی به نظر نمی رسه. اهمیت شهر صور در وجود محوطه های باستانیشه که از دوران تمدن فینیقی ها به جا مونده. قدمت و تاریخچه این شهر بندری به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد برمی گرده.

محوطه باستانی البس در شهر صور

البته ساحل شهر صور هم به خاطر عمق کمش و صخره ای نبودن در تابستان ها مشتری های زیادی داره. حدود ساعت ۳ بعدظهر بود که برای صرف ناهار در یه رستوران در ورودی شهر صور توقف کردیم. سفارشات متنوع اعضای گروه باعث شد تا صرف ناهار حدود دو ساعتی طول بکشه. با توجه به اینکه در منوی رستوران فقط اسم غذاها و قیمتهاش به انگلیسی و عربی نوشته شده بود، به ناچار زینب باید تک تک محتویات هر غذا رو به همراهان توضیح می داد! و نهایتاً وقتی سفارش انجام می شد، در ابتدا پیش غذا و بعدش غذای اصلی آورده می شد. بعد از صرف ناهار، برای بازدید از محوطه باستانی البس رفتیم. این اثر مهم تاریخی که در فهرست آثار جهانی یونسکو هم ثبت شده، در خارج از شهر صور قرار داره و از دوران تمدن فینیقی به جا مونده و قدمتش به ۳۵۰۰ سال می رسه. بقایای شهر قدیمی صور که از سنگ ساخته شده، وجود قبرهای بزرگ که داخل شون میشه استخوانهای دفن شدگانش رو دید و چند طاق بزرگ در این محوطه باستانی وجود داره.

آثار به جا مانده از دوران فنیقی ها (مخترعین حروف الفبا)

لبنان نامه 5

قسمت پنجم: شام لبنانی و بازدید از قلعه موسی

شام روز اول حضور در لبنان رو مهمان تور بودیم. قرار بود که به مناسبت تولد حضرت مریم (س) جشنی در رستوران اوتار از طرف آژانس گرفته بشه و البته هزینه شرکت در این جشن و شام ۵۰ دلار بود که باید مسافران خودشون پرداخت می کردن، اما به دلیل اینکه برنامه سفر با تأخیر انجام شد بنابراین ما میهمان آژانس شدیم! اوتار، رستوران بزرگی در شهر بیروته که علاوه بر شام، برنامه موسیقی زنده نیز در اون اجرا میشه. یه جورایی میشه گفت که یه رستوران سنتی هست؛ از لباس گارسونهاش گرفته تا قلیان و برنامه موسیقی و... به محض ورود به رستوران گارسونها شروع به آوردن پیش غذاها می کنن که خود لبنانی ها بهش «مقبلات» میگن!

«تبوله» از سالادهای لبنانی 

لبنانی ها قبل از غذای اصلی پیش غذای مفصلی رو سرو می کنن. هر کدوم از این پیش غذاها در داخل بشقابهای کوچکی گذاشته میشه که به مجموعه اونها «مزه» هم گفته میشه و مزه لبنانی هم معروفیت خاص خودش رو داره. استفاده از روغن زیتون، سبزیجات تازه، ادویه جات مختلف، میوه های مختلف و رنگارنگ بعلاوه غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو، رنگ و لعاب خاصی به سفره های لبنانی میده. مزه لبنانی نوعاً از دو سالاد بسیار خوشمزه به نام تبوله و فتوش، حموص (ترکیبی از نخود و کشک و روغن زیتون)، بابا غنوج (چیزی شبیه حلیم بادمجان)، سمبوسه، دلمه برگ مو، کیبه، چیز رول و چند نوع پیش غذای دیگه تشکیل میشه. پس از این پیش غذاها، غذای اصلی آورده میشه که کباب بود. چیزی که من در طول حضورمون در لبنان دیدم، عدم استفاده از برنج بود و تقریباً در هیچکدوم از رستورانهایی که شام و ناهار خوردیم غذای برنجی ندیدم. استفاده از سیب زمینی سرخ کرده و کشک در سفره لبنانی بسیار رایجه.

«مشاوی» از غذاهای معروف لبنانیه که ما به شوخی بهش «مشایی» می گفتیم!

در کل مقبلات لبنانی خیلی مفصل تر از غذای اصلیه! بعد از غذا هم بساط قلیان به راهه و دود ناشی از سیگار و قلیان حسابی فضای رستوران رو می گیره. ظرفهای حاوی میوه های تازه مثل توت فرنگی، آناناس و موز روی میز ها چیده میشه و ترکیب رنگهاش حسابی چشم نوازه. بسیاری از لبنانی ها تازه ساعت از ۱۲ شب گذشته به رستوران میان و فعالیت رستوران تا حدود ساعت 2 نیمه شب ادامه داره. برنامه دومین روز حضور در لبنان بازدید از شهرهای جنوبی لبنان بود. قرار بود که صبح از مقابل هتل سوار اتوبوس بشیم و حرکت کنیم، اما به دلیل اینکه شب قبل دیر خوابیده بودیم، برنامه با یه ساعت تأخیر انجام می شد. در مقابل هتل سفیر هم گروه دیگه ای از مسافران به ما پیوستن و البته یه تور لیدر محلی به نام زینب حمادی، یه دختر شیعه با مانتو و روسری بلند مدل لبنانی که فارسی رو خیلی سلیس و روان صحبت می کرد و البته به عربی و انگلیسی هم تسلط کامل داشت. زینب در همون ابتدا خودش رو معرفی کرد و گفت که سالها در ایران بوده و البته اطلاعات خیلی کاملی هم درباره لبنان می داد.

شهر کوچک دیر القمر

کوچه ها و خیابانهای تنگ بیروت کار رو برای راننده اتوبوس واسه دور زدن ها سخت می کرد. بر خلاف تور لیدرهای فارسی زبان روز قبل که اطلاعات خوبی نداشتن، زینب در طول راه حرف می زد و با گذر از هر منطقه ای درباره اش توضیحاتی می داد. در طول مسیرمون تا بیت الدین و قلعه موسی، دره های سر سبز و خانه هایی با نمای کاملاً سنگی بیشتر از هر چیز به چشم میومد. بازدید از قلعه موسی اولین برنامه ما در این روز بود. این قلعه در شهر کوچک دیر القمر در ۵ کیلومتری بیت الدین واقع شده  و در واقع ۶۰ کیلومتر از بیروت فاصله داره. شهری کوهستانی با خانه های سنگی که در فاصله قرن ۱۶ تا ۱8 میلادی مرکز حکومت لبنان بوده. دیر القمر اولین روستا در تاریخ کشور لبنانه که صاحب شهرداری شده.

قلعه موسی: ۶۰ کیلومتری جنوب شرق بیروت

اما قلعه موسی توسط شخصی به نام موسی عبدالکریم المعمری در سال ۱۹۶۲ ساخته شده که به گفته خودش رویای کودکیش بوده. آقای موسی متولد ۱۹۳۱ هست و در حال حاضر ۸۰ سالشه و در محل قلعه خودش پذیرای بازیدکنندگانه. البته در اون روز به خاطر دادن آزمایش پزشکی به بیروت رفته بود و در قلعه حضور نداشت. این قلعه سه طبقه ای بیشتر به خاطر وجود موزه مردم شناسی که زندگی و فرهنگ مردم گذشته رو با شکل زیبا و با مجسمه های کوچک به تصویر می کشه، معروفه. موزه در طبقه پایین قلعه قرار داره و تقریباً موزه بزرگیه که به جز بخش مردم شناسیش، آثار و اشیایی از دوره های گذشته کشور لبنان رو در خودش جا داده. ورودی قلعه هم ۱۰ هزار لیر بود که تقریبا ۶۵۰۰ تومن خودمون میشه. تصاویر بیشتر در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

لبنان نامه 4

قسمت چهارم: بازدید از کلیسای حریصا و منطقه کورنیچ

سومين گشت ما در روز اول تور، بازديد از کليساي حريصا در شمال بيروت بود. بلافاصله پس از پايان برنامه غار جيتا سوار اتوبوس میشیم و به سمت منطقه حريصا حرکت می کنیم. مسير کوهستاني، پر پيچ و خم و سرسبز جيتا تا حريصا هر بيننده اي رو به وجد میاره. حريصا يکي از مکانهاي مهم زيارتي در لبنانه که در فاصله 20 کيلومتري شمال بيروت و در شرق شهر جونيه قرار داره و مجتمعي از کليساهاي چهارگانه هست که بر بالاي کوههايي قرار گرفته که 650 متر از سطح دريا ارتفاع داره. براي رسيدن به منطقه دو راه وجود داره: يکي از طريق تله کابين جونيه- حريصا که فاصله 1570 متري رو در عرض 9 دقيقه طي مي کنه و از فراز جنگل هاي کوهستاني و ساختمانهاي سر به فلک کشيده عبور مي کنه و راه دیگه از طريق جاده کوهستاني و پر پيچ و خم که در موردش صحبت کردم.

تله کابین جونیه - حریصا که از فراز ساختمان ها و جنگل های انبوه عبور می کرد

ما مسیر تله کابین رو انتخاب کردیم که بلیطش برای هر نفر 5 دلار بود. اون روز که ما به حريصا رفته بوديم روز يکشنبه بود و تعطيل رسمي؛ واسه همین تله کابين خیلی شلوغ بود. لیدر تورمون به مسافران ميگه که امروز روز يکشنبه هست و تعداد زيادي از مسيحيان لبنان براي زيارت کليسا اومدن و بخاطر همین در اينجا براي حفظ احترام، خنده و شوخي نکنين! قديمي‌ترين کليساي اين مجموعه یه کليساي کوچک به ظرفيت 40 نفر هست که «سیده لبنان» نام داره. بناي کليسا مخروطي شکل هست و يه راه‌پله مارپيچ روي نماي ساختمان بازديدکنندگان رو به بالا هدايت مي‌کنه که هر چه به سمت بالا ميریم از عرض پله‌ها کم میشه. روي قله اين بنا مجسمه برنزي ۱۵ تني از مريم مقدس قرار داده شده که تاجي از طلا بر سر داره. اين مجسمه که از بيشتر نقاط شهر قابل رويته در سال 1908 ساخته شده. از بالاي کليسا ميشه دريا و زيبايي هاي شهر بيروت رو بهتر تماشا کرد.

مجسمه مریم مقدس که روی قله سقف کلیسا ساخته شده

کليساي بزرگ ديگه ای به نام «بازليک» در اين مجموعه قرار داره که بزرگ‌ترين کليساي خاورميانه هست و سقفش به نشانه 5 استان لبنان 5 سطح داره. بلندترين ارتفاع سقفش ۴۰ و کوتاه‌ترينش ۲۰ متره. اين کليسا ۱۰۲ سال قدمت داره و ۳۴ سال قبل بازسازي شده و مسيحي‌هاي ماروني جشن‌هاي بزرگ مذهبي خودشون رو در اون برگزار مي‌کنن. زير اين کليسا یه کنیسه ای وجود داره با نام «سيدة لرد» به معناي نگهبان که يکشنبه‌ها در اون دعاي دسته جمعي مي‌خونن. «کنيسه الغفران» کليساي چهارم اين مجموعه هست که ميزبان مراسمي چون تدفين، غسل تعميد و اعتراف هست. بازديدکنندگان حق کشيدن سيگار در حريم کليسا رو ندارن. از محوطه کليساهاي حريصا ميشه با دوربين‌هاي کوچکي که با سکه شارژ میشن همه جاي شهر رو جست و جو کرد.

کلیسای حریصا: ساختمان این کلیسا به نحوی ساخته شده که از بالا به شکل کشتی دیده میشه!

یه فروشگاه هم در محوطه قرار داره و تمثال و مجسمه‌هاي مذهبي مي‌فروشه. حدود ساعت 3 بعدظهر بود که برنامه روز اول تور به پايان رسيد و ما به بيروت برگشتیم. اولين کار پس از سه گشت صبح، پيدا کردن جايي واسه ناهار بود! محله حمرا پر از رستوران و ساندويچي در خيابان اصلي و خيابانهاي فرعيش هست. بطور کلی کشورهای ساحل مدیترانه از تنوع غذایی زیادی برخوردار هستن و لبنان هم از این موضوع مستثنی نیست. کبابجي يکي از رستورانهاي معروف حمرا هست که بسياري از همسفران ما براي ناهار روز اول اونجا رو انتخاب کردن. البته بعضیا و از جمله خانواده ما به يه پيتزا فروشی معروف به نام Napoletana در همين خيابان رفتيم و هر کدوم مون یه پيتزاي سبزيجات با پپسي سفارش دادیم که 22150 ليره (معادل حدود 15 دلار) شد.

 منوی رستوران کبابجی

پيتزاهاي اين رستوران واقعاً خوشمزه بود؛ حالا شايد هم به خاطر گرسنگي بيش از حد ما در اون ساعت (5 بعدظهر) بود! منوي غذاي اين رستوران خیلی متنوع بود، اما اکثر غذاهاش بدون عکس بود و در نتيجه سفارش دادن اونا هم سخت تر مي شد. سيستم سفارش غذاشون هم جالب بود و از طريق دستگاههاي نصب شده در يه سمت رستوران صورت مي گرفت. به این ترتيب که با مراجعه به اون منو رو مشاهده می کردیم و بعد از انتخاب غذاي مورد نظر و سپس ثبت شماره ميز، سفارش انجام مي شد. البته چون ما خيلي به روش کار وارد نبوديم، يکي از گارسون ها اين کار رو برامون انجام داد! گارسونهاي رستوران هم همگي با لباس متحدالشکل و تر و تميز بودن و البته کارهاي خدماتي مثل نظافت هم به عهده کارگران آفريقايي بود؛ مثل همه جاي ديگه لبنان که گفته مي شد لبناني ها حاضر به انجام اين جور کارهاي خدماتي نيستن و کارگران آفريقايي زيادي در لبنان مشغول به کارند.

فانوس دریایی بیروت

پس از ناهار و استراحت در هتل، به منطقه کورنيچ رفتيم که البته به عربي بهش «المنارا» گفته ميشه که دليلش هم وجود يه فانوس دريايي در اين منطقه هست. کورنيچ خط ساحلي در شمال غرب بيروته که از خليج سنت جرج شروع و تا خيابان شارل دوگل ادامه داره. کورنيچ جاي خوبي واسه قدم زدن و پياده روي در ساحل مديترانه هست و وجود نخل هاي در وسط خيابان کناري جلوه زيبایي به اين منطقه داده. موقع قدم زدن در کورنيچ از يه طرف ميشه درياي مديترانه و از سمت ديگه هم ساختمانهاي بلند سر به فلک کشيده رو که اغلب هتل هستن، تماشا کرد. در ساعات عصر و شب اين منطقه بسيار شلوغ ميشه و اغلب مردم براي ورزش کردن (پياده روي و دويدن) به اينجا ميان. برای مشاهده تصاویر بیشتر تشریف بیارین به ادامه مطلب!

ادامه نوشته

لبنان نامه 3

قسمت سوم: بازدید از نهرالکلب و غار جیتا

صبح روز اول بعد از صرف صبحانه راهی اولین گشت خودمون در شهر بیروت شدیم. صبحانه لبنانی خیلی شبیه صبحانه خودمونه و شامل پنیر با گوجه و خیار، مربا، نیمرو و در کنار اون شیر، چای و قهوه بود. نان لبنانی هم طوری تهیه میشه که فکر کنم ضایعاتش در حد صفر باشه، چون تمام نان قابل استفاده هست. برنامه اولین روز گشت ما شامل بازدید از نهرالکلب و غار جیتا در شمال بیروت بود. نهر الکلب که به معنای رود سگ هست، رودخانه ای به طول ۳۱ کیلومتره که از یه چشمه در نزدیکی غار جیتا سرچشمه می گیره و به دریای مدیترانه می ریزه. این منطقه به خاطر سنگ نوشته هاش اهمیت تاریخی داره. اولین سنگ نوشته مربوط به سال ۱۹۴۶ و سال استقلال لبنانه و پس از اون در دوره هر رئیس جمهور سنگ نوشته جدیدی در این منطقه نصب میشه. البته داستانی هم وجود داره که گفته میشه صخره ای در بالای کوههای این منطقه وجود داشته و به علت داشتن چند حفره، هنگام وزش باد صدای زوزه سگ ازش بلند می شده. این صخره توسط عده ای به رودخانه انداخته میشه و به همین خاطر این رود نهر الکلب نامگذاری میشه. البته همونطور که گفتم بیشتر اهمیت منطقه به دلیل سنگ نوشته هاشه. در سمت دیگه رودخانه و بر فراز ارتفاعات، مجسمه ای از مسیح وجود داره که زیبایی خاصی به منطقه بخشیده.

غار طبقه پایین جیتا که برای تماشای دیدنی هاش مجبور به استفاده از قایق بودیم

برنامه بعدي ما بازديد از يکي از زيباترين غارهاي جهان در ارتفاعات شمال بيروت بود؛ غار جيتا (Jeita Grotto) که در 18 کيلومتري شمال بيروت و در مسير شهر زيباي جونيه واقع شده. با حدود نيم ساعت رانندگي در جاده اي فرعي و مسيري مار پيچ وار در دامنه کوه هاي مشرف به درياي مديترانه به کوه سر سبزي مي رسيم که در دامنه اش دهانه غار جيتا پيداست. این غار يكى از زيباترين غارهاى آهكى جهانه و یه درياچه زيبا داره. طولش هم حدود ۱۰ هزار متره! نكته جالب توجه درباره غار جيتا، وجود يكى از بزرگترين استالاكتيت هاى جهان با بيش از هشت متر ارتفاعه كه از سقف يكى از تالارهاى غار آويزانه و بر زيبايى هاش اضافه کرده. اين غار همچنين چند تالار بسيار زيبا داره كه ارتفاع سقف يكى از اونها از سطح آب درياچه به ۱۰۶ متر مى رسه! غار جيتا در سال هاى جنگ لبنان، بين ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ ميلادى يه پادگان نظامى و انبار اسلحه بوده و با پايان جنگ ها، به جاذبه گردشگرى تبديل شده.

غار طبقه بالا که کاملاً خشک بود

غار جيتا شامل دو غار مجزا اما بهم پيوسته با نامهاي غار عليا و غار سفلي هست که در ميان کوههاي سرسبز و طبيعت زيباي لبنان قرار داره. اين غار يکي از مهمترين جاذبه هاي توريستي لبنان به شمار ميره و اخيرا نامش براي قرار گرفتن در ميان  عجايب هفت گانه طبيعي جديد (New 7 wonders of nature) ثبت شده و در ورودي غار حسابي براي رأي دادن اينترنتي براي قرار گرفتن اين اثر در ميان عجايب هفت گانه جديد تبليغ شده. قراره در سال 2012 اين عجايب هفت گانه معرفي بشه. پس از خريد بليت (18 هزار لير معادل 12 دلار) وارد ايستگاه تله کابين ميشیم. براي رفتن به غار عليا بايد سوار تله کابين هايي شد که عبورش از بین جنگل سرسبز و رودخانه، لحظات زيبا و لذت بخشي رو براي مسافران رقم مي زنه.

برای رفتن به غار علیا مجبور به استفاده از تله کابین هایی بودیم که از میان جنگلهای زیبا عبور می کرد

غار بالایی (علیا) در سال 1953 توسط یه غارنورد لبنانی کشف شد و از سال 1969 قابل بازديد براي عمومه. اين غار بزرگ که طولش 2130 متر هست، داراي استلاگميت و استلاکتيت هاي بزرگ و زيباييه که فقط 750 متر اون براي بازديد کنندگان قابل ديدنه. اين غار خشک هست و هیچ اثری از آب در اون دیده نمیشه. از نکات جالب توجه وجود چشمه اي در  انتهاي مسير قابل بازديد غار هست که  چشمه آرزوها نام داره و بازديدکنندگان اون رو پر از سکه کرده اند! من هم به تقلید از بقیه با سخاوت خاصی یه سکه 50 تومنی توش مینذارم! این همه سخاوت منو کشته! غار جيتا نسبت به غار عليصدر خودمون چيز بيشتري نداره و فقط ارتفاعش بيشتر از غار عليصدره. لمس کردن ديواره ها و قسمت هاي مختلف غار و کشيدن سيگار ممنوعه! در مسير بازديد، تابلوهاي متعددي درباره ممنوعيت سيگار کشيدن و لمس کردن ديواره هاي غار وجود داره و مأمورين نظارت غار با لباس متحدالشکل بازديد کنندگان رو هدايت مي کنن.

قطار جالبی که ما رو از غار طبقه بالا (علیا) به غار طبقه پایین (سفلی) منتقل می کرد

غار پایینی (سفلی) که در اون آب جريان داره، در 1836 ميلادي توسط یه کشیش به نام ویلیام تامسون کشف و از سال 1958 براي بازديد کنندگان باز شد. در دالان ها و تالارهای این غار که حدود 6300 متر طول داره، قسمت هایی از نهر الکلب جریان داره. واسه رفتن به غار سفلي که حدود 60 متر با غار عليا فاصله داره، بايد سوار قطارهاي کوچکي شد که شبيه قطارهاي شهر بازيه. فعلاً که يه گروه از توريست هاي عراقي با آواز خودشون اين قطار کوچک رو روي سرشان گذاشتن و اعصاب برامون نذاشتن! به فاصله کوتاهي در جلوي غار سفلي پياده ميشیم که چند مجسمه بزرگ در مقابل وروديش قرار داره؛ از جمله مجسمه معروف به نگهبان زمان.

مجسمه نگهبان زمان رو در پشت سر بنده مشاهده می کنین که در ورودی غار قرار داشت

دوباره بليت ها  چک ميشه و در گروههاي 8- 9 نفره سوار قايق ميشیم تا از غار سفلي بازديد کنيم. مسير بازديد در اين غار فقط حدود 200 متره و پس از اون قايق دور مي زنه و دوباره به محل سوار شدن برمی گردیم. در کنار اين غار رستورانها و مراکز بازي و سرگرمي واسه بچه ها و مراکز فروش صنايع دستي، کتاب و سي دي و... به فعاليت مشغولن. همچنين يه باغ وحش و يک روستاي کوچک (ساخته شده از ماکت خانه هاي روستايي در ميان جنگل) هم واسه بازديد وجود داره. برای مشاهده تصاویر بیشتر از غار به ادامه مطلب برین...

ادامه نوشته

لبنان نامه 2

قسمت دوم: آشنایی با بیروت و ورود به هتل

لبنان سرزمین زیبایی ها... از آبهاي نيلگون دريا تا قله‌هاي پوشيده از برف و از دشتها‌ي خرم و سرسبز تا جلگه‌هاي خشك و عريان، از كوه‌هاي سربه فلك كشيده تا دره‌هاي عميق و آبشارهايي كه از دل كوه شكافته شده و جنگل‌هاي درخت صنوبر كه بر دشت حاصلخيز و تاكستان‌هاي انگور سايه انداخته. اینجا لبنانه... کشوری که علاوه بر موقعيت خاص جغرافيائي و زيبائي طبيعتش، ریشه در تاریخ هزاران ساله داره. وجود آثار باستاني به جا مونده از فينيقي‌ها (مخترعين حروف الفبا) و ساير آثار باستاني مؤيد اين نكته هست كه اين منطقه مورد توجه تمدنهاي بزرگ بشري بوده. از اين‌رو شاهد تعدد و تنوع آثار باستاني در اين كشور هستیم. از يه طرف پيكره‌هاي فينيقي‌ها كه در محراب و معابد روميان آرميده‌اند و از طرف ديگه قلعه‌هاي صليبي در كنار مساجد و عبادتگاه‌ها عظمت و بزرگی حضور تمدنهاي مختلف رو در ذهن ها تداعي مي‌كنه و یه شاهد زنده بر تاريخ غني و درخشان اين سرزمینه.

از معرفی اجمالی لبنان که بگذریم به شهر بیروت می رسیم؛ پایتخت لبنان! شهری که بارها مورد خشم طبيعت قرار گرفته و ويران شده و به علت اينكه در كنار درياي مديترانه واقع شده بخشهايي از اون بارها زير آب رفته ولي هر بار زيباتر از قبل برخواسته و رنگ تازه‌اي از حيات و طراوت رو به رنگ‌هاي دلرباي خودش اضافه کرده. شهر بيروت ويژگيهاي منحصر به فردي داره. اين شهر مثل منظره زيباي رنگين كمان در آسمان آبي شهر از يه طرف نظارگر چهره پر رفت و آمد و آميخته با سر و صدا و از طرف ديگه نظارگر چهره آروم و بدون هياهوست. مناظر زيبا و ديدني شهر بيروت و همچنين محله‌هاي پر هياهو و شلوغ اين شهر بر حيات و زيبائي اين شهر اضافه کرده و بدون شك بازديدكنندگان نمي‌تونن در مقابل اين همه تنوع و ديدني‌هاي بيروت بي‌تفاوت باشن. مسافريني كه از بيروت ديدن مي‌كنن مي‌تونن در يه خيابون و در آن واحد یه دوره‌گرد رو با گاري خودش در مقابل فروشگاه‌هاي شيك و زيبا و مملو از كالاهاي گرون قیمت و يا در خيابان ديگه بناهاي تاريخي و قديمي رو در كنار برجهاي سر به فلك كشيده مشاهده کنن!

خیابان شانزلیزه بیروت! در پست های بعدی در مورد این خیابان و وجه تسمیه اش بیشتر می نویسم

در كنار خيابان‌هاي آروم و ساكت، بقايائي از آثار جنگ در شهر بيروت به نوعي خاطرات به يادمانده از جنگ در ذهن جهانگردان باقي ميذاره. از مراكز زيباي بيروت، مركز تجاري در وسط شهره که به شكل زيبايي براساس آخرين روشهاي روز جهان بنا شده. خيابان‌هاي سنگفرش شده و مراكز زيباي منطقه و همچنین بقايايي از بناهاي تاريخي مانند گرمابه‌هاي متعلق به عصر روميان به چشم مي‌خوره. در كمربندي شهر بيروت در كنار درياي مديترانه اتوبان مناره (كورنيش المناره) به طول دو كيلومتر قرار داره كه مورد استفاده علاقمندان ورزش و پياده‌روي و ديگر اقشار مردمه. وجود خرده فروشان و گل‌فروشان هم در كنار منظره زيباي صخره‌هاي الروشه بر تراكم و شلوغي اين منطقه اضافه کرده. در کل میشه گفت امروزه شهر بيروت به يه مركز مهم تجاري و بازرگاني در خاورميانه تبديل شده و وجود ادارات و مؤسسه‌هاي دولتي و همچنین استفاده بهينه از اعتبارات مالي در سيستم اقتصادي باعث شده اين كشور در ليست كشور‌هاي پيشرفته خاورميانه قرار بگیره...

خب، مقدمه چینی دیگه بسه و حالا وقتشه که پس از معرفی اجمالی کشور لبنان و شهر بیروت به سفر خودمون بپردازم... پس از انجام تشریفات گذرنامه، در قسمت خروجی فرودگاه منتظر اتوبوس شدیم. حدود نیم ساعتی در این قسمت منتظر موندیم تا اینکه اتوبوس های انتقال مسافران تور از فرودگاه به هتل ها آماده شدند. مسافران در چند گروه تقسیم شدند و راهی هتل شدن. هتل محل اقامت ما «لی رویال بیروت» بود که در خیابان حمرا قرار داشت و دقیقاً مشرف به دریای مدیترانه بود. یه هتل چهار ستاره که از امکانات خوبی هم برخوردار بود. از پنجره و بالکن اتاق می شد به راحتی دریای مدیترانه رو دید و از مشاهده غروب خورشید بر پهنه بیکرانه این دریا لذت برد. خیابان حمرا یکی از خیابانهای مهم شهر بیروته که در شمال غربی این شهر واقع شده. از یه طرف به دریا و منطقه زیبای الروشه و از سمت دیگه به مرکز شهر (داون تاون) نزدیکه. این خیابان در سالهای دهه  ۷۰ اهمیت زیادی داشته و به نوعی مرکز فرهنگی شهر بیروت محسوب میشه.

نمایی از هتل لی رویال: هتل ما تا ساحل مدیترانه فقط ۲ کیلومتر فاصله داشت!

وجود فروشگاهها، مراکز تجاری و روستوران های متعدد، هتل ها و کافه ها و همچنین ساختمانهای اداری مثل وزارت خونه و بانک و همچنین دفتر چندین روزنامه معتبر کشور لبنان در این خیابان باعث پراهمیت شدن اون شده. همچنین دانشگاه معروف و بزرگ آمریکایی بیروت در نزدیکی خیابان حمرا واقع شده. قرار بود در طول سفر از این دانشگاه بازدید کنیم ولی چون در زمان تعطیلات تابستانی دانشجوها قرار داشتیم این امر محقق نشد. بعد از یه گشت کوتاه همراه با خانواده در خیابان حمرا به هتل برگشتیم تا استراحت کنیم و آماده گشت های روز اول تور باشیم.

لبنان نامه 1

قسمت اول: آشنایی با لبنان

سلام به همه دوستان... این سفر یه هفته ای ما هم به پایان رسید. بدون تعارف میگم اونجا به یاد تک تک شماها بودم و برای همتون یکی یکی دعا کردم. به سرم زده بود که قید سفرنامه نوشتن رو بزنم چون خیلی خسته ام و کارهای عقب مونده این یه هفته هم روی همدیگه تلنبار شده اما چون قبل از سفر، قول نوشتن خاطرات رو دادم نمی تونم به قولم عمل نکنم. از این به بعد قسمتی تحت عنوان «سفرنامه نوشت» به فهرست عناوین وبلاگ اضافه می کنم و به مرور خاطرات مون از لبنان و سوریه رو براتون می نویسم. سفر ما ابتدا به سوریه صورت گرفت ولی چون جذابیت های لبنان خیلی بیشتر از سوریه بود ترجیح میدم اول از لبنان شروع کنم و بعد از پایان سفرنامه لبنان از سوریه هم خواهم نوشت. لبنان از نظر بافت اجتماعی و مردمش کشور بسیار جالبیه. آراء و سلایق مختلف، ادیان و تفکرهای اجتماعی و سیاسی کاملاً متضاد و... جالب تر اینکه مردمش از مسیحی گرفته تا مسلمان شیعه و سنی و دروزی، بعد از 15 سال جنگ داخلی و کشمکش های خارجی خیلی خوب راه همزیستی مسالمت آمیز رو پیدا کرده اند؛ البته اگه دیگران و سیاستمدارها بذارن!

کلیسا و مسجد به فاصله ی یک کوچه با هم قرار دارن! صدای اذان و ناقوس کلیسا به فاصله ی چند دقیقه در یه محل! دو دوست؛ یکی محجبه با نقاب و روبنده و اون یکی بدون پوشش و حجاب دست در دست هم و با هم! و نایت کلابی که در فاصله دویست صد متری یک مدرسه علوم دینی قرار گرفته! هر کسی به دین خود... اما قبل از اینکه به دیدنی هام از لبنان بپردازم دلم می خواد یه کم از این کشور براتون بگم. لبنان یکی از کوچک‌ترین کشورهای دنیاست که مساحتی حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع (کوچکتر از استان قم خودمون!) داره. بسیاری از مناطقش کوهستانیه به جز مناطق ساحلی کم عرض و دره بقا که بخش مهمی از صنعت کشاورزی لبنان رو تشکیل میده. پایتختش شهر بندری بیروته. واژه لبنان از واژه سامی «لبن» گرفته شده که اشاره به قله‌های سفید کوهستان‌های این سرزمین داره‌. این کشور به عنوان یه کشور خاورمیانه‌ای از غرب با دریای مدیترانه حدود ۲۲۵ مرز ساحلی داره و از شمال و شرق با سوریه و از جنوب با فلسطین هم مرزه. مرز لبنان با سوریه ۳۷۵ کیلومتره در حالیکه مرز لبنان با فلسطین فقط ۷۹ کیلومتره.

پرچم لبنان؛ درخت ارز به عنوان نماد ملی لبنان از زمان استقلال این کشور شناخته میشه

از اونجا که مردم لبنان در ۶۰ سال گذشته به شهرنشینی رو آوردن، بیشتر جمعیت این کشور در شهرها به ویژه در پایتخت اون بیروت و اطراف این شهر ساکن شده اند. بیش از نیمی از لبنانی‌ها در اینجا زندگی می کنن. جالبه بدونین که ۱۶ میلیون لبنانی در دنیا وجود داره که فقط یک چهارم این جمعیت (یعنی حدود ۴ میلیون نفر) در لبنان زندگی می کنن! لبنان از شش استان (به عربی: ألمحافظة) تشکیل شده‌ که عبارتند از بیروت، جبل لبنان، استان شمالی، بقاع، نبطیه و استان جنوبی. رودخانه‌های مهمش عبارتند از عاصی، لیطانی و کلب. همچنین رشته‌کوه‌های لبنان عبارت‌اند از: رشته‌کوه‌های لبنان شرقی و رشته‌کوه‌های لبنان غربی که بین این دو رشته کوه، دره سهل‌البقاع قرار گرفته‌. در مورد آب و هواش اینکه آب‌وهوای مدیترانه‌ای داره، هوای سواحل در زمستان‌ها سرد و بارانی و در تابستان‌ها گرم و شرجیه. در نواحی بلندتر به ویژه کوهستان‌ها، زمستان‌ها با بارش برف همراهه و دمای هوا به زیر صفر می‌رسه. بخش‌های دیگه این کشور، تابستان‌های گرم و خشک داره.

شهر بندری بیروت در کنار آبهای زیبای دریای مدیترانه؛ این عکس رو از فراز یه تله کابین مرتفع گرفتم

در مورد زبان لبنانی ها براتون بگم که زبان رسمی شون عربی هست، اما هر یک از اقلیتهای نژادی به زبان خودشون حرف می زنن. زبان فرانسه هم کاربرد داره. لهجه لبنانی که از شاخهٔ عربی شامی هست در کاربرد و تلفظ کلمات با شاخه‌های زبان عربی دیگه تفاوت داره اما به عربی سوری، فلسطینی و مصری نزدیکه. در تلفظ واج «ج»، «ژ» خونده میشه، به جای «ق»، حرف «ع» و به جای «ث» هم «ت» تلفظ میشه؛ مثلاً کلمهٔ کثیر به معنای زیاد، کتیر یا قلب به معنای دل، علب و جدید به معنای تازه، ژدید ادا میشن. اکثر لبنانی‌ها دو زبانه هستن و عربی و فرانسه صحبت می‌کنن. به همین دلیل لبنان عضو سازمان بین‌المللی کشورهای فرانسوی زبانه. با این حال زبان انگلیسی مخصوصاً بین دانشجویان لبنانی رایج شده‌. این کشور نه تنها محل تلاقی مسیحیت با اسلام بلکه دروازه‌ایه که جهان عرب رو به اروپا متصل می‌کنه. حدود 60 درصد مردم این کشور مسلمان (شیعیان با درصد بیشتری از اهل سنت) و حدود 38 درصدشون مسیحی هستن.

نانسی از خوانندگان مشهور جهان عرب که علاقه خاصی به کشورش لبنان داره...

امروزه فرهنگ و هنر این ملت در آثار موسیقی اون ظاهر شده که بر کشورهای عربی دیگه هم تأثیر گذاشته. خوانندگان مطرح جهان عرب اغلب لبنانی هستن مثل اليسا، نوال الزغبی، هیفا وهبی، نانسی نبیل عجرم، وائل کفوری و راغب علامه. لبنان واسه هزاران سال محل عبور تمدن‌های مختلف بوده‌؛ پس جای تعجب نیست که این کشور کوچولو دارای فرهنگی فوق العاده غنی و زنده باشه. وجود گونه‌های زیاد قومی و مذهبی به رسوم پر بار موسیقی، آشپزی و جشنهای لبنان کمک بسیاری کرده‌. مخصوصاً در بیروت که هنر زیادی داره و نمایش‌ها و نمایشگاه‌ها و شوهای مد و کنسرتهای زیادی در طول سال در نگارخانه‌ها، موزه‌ها، تئاترها و اماکن عمومی برگزار میشه. جامعه لبنان مدرن، تحصیلکرده و شاید قابل مقایسه با جوامع اروپایی مدیترانه‌ هست. لبنان همچنین میزبان دانشگاه‌های معتبر مختلفی همچون دانشگاه لبنان، دانشگاه آمریکایی بیروت، دانشگاه سنت جوزف و دانشگاه آمریکایی لبنان هست. فستیوالهای بین‌المللی مختلفی در لبنان برگزار می‌شه که هنرمندان پر آوازه جهان و مردم زیادی از لبنان و کشورهای دیگه رو به سمت خودش جذب می‌کنن. مهم‌ترین اونها فستیوالهای تابستانی در بعلبک، بیت الدین و بیبلوس هست.