همون طور که می دونین فیلم «جدایی نادر از سیمین» یکی دو هفته پیش بعد از دریافت جایزه گلدن گلوب رسماً نامزد دریافت جایزه در دو بخش اسکار شد: یکی اسکار بهترین فیلمنامه تألیفی و یکی هم اسکار بهترین فیلم خارجی. اینجاست که جدایی نادر از سیمین با هزینه ساخت کم 500 میلیون تومن باید به رقابت با فیلم های پر خرج هالیوودی بره. از همین حالا نگاه ها به 7 اسفندماه، زمان برگزاری مراسم اسکار دوخته شده. حدس می زنم فیلم جدایی، حداقل در یکی از دو بخشی که اسم بردم موفق به کسب جایزه اسکار بشه ولی چیزی که توجه منو به خودش جلب کرده آغاز دوباره برخی زمزمه هاست... می دونین؟ به نظر من اگه یه روزي اين مجسمه معروف اسكار به زبان دربياد، حتماً بعد از خوندن اظهارات اهالي سينماي ايران و مديران فرهنگي در روزنامه ها و خبرگزاري ها، فريادش به آسمون میره كه واقعاً از جون من چه مي خواین؟! از يه طرف من رو به عنوان يكي از نمادهاي آمريكا معرفي مي كنين و مدام تف و لعنتم مي كنين، از طرف ديگه هر سال سر اينكه كدوم فيلم بايد براي شركت در مراسم من معرفي بشه، بين همه تون دعواست!
راستش اين ماجراي اُسكار در كشور ما هر سال بيشتر از قبل داره پيچيده میشه و معلوم نيست كه بالاخره باید رويداد مهمي از نظر ما تلقي بشه يا نه. سينماي ايران تا به حال در جشنواره هاي معتبري مثل كن، ونيز، گلدن گلوب و برلين افتخارآفريني كرده اما تنها فيلمي كه تا مرحله نهايي براي قضاوت در اُسكار پيش رفت فیلم «بچه هاي آسمان» آقای مجیدی بود كه برگزيده نشد. اسكار بهترين فيلم خارجي، با وجودي كه فقط يه جايزه از بین اسكارهايي هست كه اهدا ميشه، اما بدون شک يكي از مهمترين اونا و خبرسازترين شونه. يكي به اين دليل كه اين جايزه به فيلم تعلق مي گيره و به كارگردان اهدا ميشه و دوم اينكه سمبل حضور و مشاركت همه ملل صاحب سينما در اين مراسمه. پس فرقش با جشنواره هاي ديگه در اينه كه امكان نداره كشور صاحب سينمايي در اون شركت نكنه.

اما اين اسكار چيه كه اين قدر حرف و حديث داره و دعوا سرش هست؟ از یه طرف توي برنامه هاي تلويزيوني و روزنامه ها و خبرگزاری ها زيرآب جشنواره هاي خارجي رو مي زنن و يقه فيلم سازان برگزيده اين جشنواره ها رو مي چسبن كه شما فكر سينماي مملكت تون نيستين و داريد خواسته هاي مسئولان جشنواره هاي فرنگي رو اجابت مي كنين و از طرف دیگه در ميزگردها و سخنراني ها و مصاحبه ها اعلام مي كنن كه بايد با سلاح فرهنگ به جنگ قدرت های بزرگ رفت و چقدر خوب ميشه اگه يه فيلم مورد قبول ما بره اسكار و جايزه معروف رو بگيره! تناقض رو دارین؟! هرساله، زمان برگزاری اسكار كه مي رسه حرف و حديث هاي بي پايان هم شروع ميشه. آقایون نمي دونن واقعاً چي مي خوان و تكليف شون هم روشن نيست. مثلاً همین فیلم «جدایی نادر از سیمین» که بيشتر از همه فيلم هايي كه در طول اين سال ها از ايران به اسكار معرفي شده شانس موفقيت داره، آيا اين فيلم سفارشي ساخته شد؟ آقایون براي ساخته شدنش برنامه ريزي دولتي داشتن؟ نهتنها اين، كه ديديم مدتی هم پروانه ساختش لغو شد و اصغر فرهادی رو مجبور به معذرت خواهی کردن تا لغو مجوز پروانه ساخت فیلمش برداشته شد! هزار و يه مشکل سرش آوردن و تهمت های مختلفی به خودش و فیلمش زدن تا سازنده اش احساس كنه كه با ساختن اين فيلم كار مجرمانه اي انجام داده!
يه بار شد آقاي رييس فارابي، معاونت سينمايي يا وزير ارشاد، حرفی درباره اين فيلم بگن كه نه شبيه آثار عباس كيارستمي هست، نه تصويرگر بدبختي ايراني هاست و سياه نمايي مي كنه، نه فريبكارانه و دروغ پردازه، نه مشكل پوشش و مميزي و طعنه و كنايه سياسي داره و كارگردانش هم آدم محجوبيه كه نمي خواد مثل بعضي از هم نسلهاش با فيلم ساختن، منت سر كشور و مردم بذاره و هيچ وقت هم خودش رو نگرفته كه من كي هستم و غيره؟ آیا شد؟ جدایی نادر از سیمین رو مثال آوردم كه مشخص بشه وقتي براي اين فيلم ارزشمند كه در نظرخواهي اخير مجله «فيلم» از نود منتقد سينمايي بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای تاريخ سينماي ايران انتخاب شد، اينقدر مشكل ايجاد میشه ديگه چه انتظاري داريم از آدم هاي بااستعداد اين سينما كه با جسارت و هوش و هنرشون، بخوان در آرامش كار کنن.

هميشه زمان اسكار كه مي رسه با هو و جنجال درباره اين رويداد، دوستان سعي مي كنن تا حد امكان چشمشون رو بر واقعيت سينماي ايران ببندن. سينماي ايران با چه بضاعتي بايد به فكر فتح قله هاي موفقيت بين المللي باشه؟ آيا مديران وزارت ارشاد در سال هاي اخير براي تماشاي فيلم، سري به سالن هاي سينمايي زده اند؟ آيا مي دونن كه در كشور ما با اين همه ادعاي فرهنگي چه فيلم هايي داره ساخته ميشه؟ آيا خبر دارن كه خیلی از فيلم هاي خوب و ارزشمند پشت خط اكران موندن و در عوض فيلم هايي تند و تند نمايش داده ميشن كه حتي يه فريم شون ارزش ديدن نداره؟ براي مقابله با اين وضعيت بايد چاره اي انديشيد نه اينكه هر سال در یه زمان مشخص، همه احساس مسئوليت در قبال سينماي ايران کنن و در برابر اسكار موضع بگيرن. نزديك صد كشور دارن هرسال فيلم مي فرستن به اسكار كه از بین اونا حدود پنج فيلم به مرحله نهايي مي رسه و آخرش اسم يكي رو صدا مي زنن كه بره اون بالا و جايزه رو بگيره.
هنرمنداني مثل اصغر فرهادي، جانشينان هنرمندان بزرگي مثل مرحوم علي حاتمي و مرحوم رسول ملاقلي پور هستن. مدیران وزارت ارشاد بايد بهشون بها بدن و حمايت شون كنن نه اینکه كاري كنن كه يا بذارن مثل بعضيا برن و در كشورهاي ديگه فيلم بسازن يا بعد از گذروندن دوره يأس و بي هويتي، تبدیل بشن به همون سري دوزاني كه مدام دارن از سرمايه هاي محدود اين سينما به قصد ابتذال بهره مي برن. گرفتن اسكار به خودی خود رويداد مهم و تأثيرگذاري بر فرهنگ جامعه ماست، مشروط به اينكه دوستان يادشون باشه كه چه هدفي دارن. مي خوان پشت اين افتخارها پنهان بشن و فراموش كنن كه در سينماهاي مملكت ما چه فيلم هاي مبتذلي دارن فروش ميلياردي مي كنن يا شايد ايمان بيارن به اينكه ميشه قدر فيلم هايي رو دونست كه هم تماشاگر فهيم ايراني از ديدنش لذت مي بره، هم منتقدان و كارشناسان داخلي اون رو تحسين مي كنن، هم در جشنواره هاي خارجي بهعنوان اثري كه منعکس کننده فرهنگ و هنر اصيل اين سرزمينه مي درخشه، هم ستايش سينماگران بزرگ بين المللي رو برمي انگيزه و هم یه سند تاريخي از زمانه ماست كه بعدها افتخار كنيم به اينكه در زمان ما چنين فيلم هاي بزرگي ساخته مي شدن.
پسانوشت: یه نکته ای که برام جالب بود اینه که درجه ای که به این فیلم برای نمایش در آمریکا تعلق گرفته PG-13 هست! یعنی توصیه میشه پدر و مادرها بچه های زیر 13 سال رو به تماشای این فیلم نبرن! این درجه در سینمای هالیوود معمولاً به فیلمهای بزن بزن و اکشن خشن با رگه های رقیق از مسائل جنسی داده میشه. فیلم در انگلیس هم با همین درجه به نمایش دراومده. اینم دلایل این درجه بندی سختگیرانه در سایت MPPA (انجمن درجه بندی فیلم های آمریکا):
-
دلایل جنسی: پدر نادر در سکانس هایی از فیلم با لباس زیر و برهنه نشون داده شده. همچنین در فیلم بارها درباره بارداری و سقط جنین بحث میشه (موضوعاتی مانند درد گرفتن شکم زن به علت افتادن بچه و... برای افراد زیر 13 سال مناسب نیست).
-
دلایل خشونت: نادر سرایدار خودش رو که یه زن هست به بیرون هل میده، حجت (شهاب حسینی) در انتهای فیلم خودزنی می کنه و همچنین زن با اتومبیل تصادف می کنه و بچه اش سقط میشه (هرچند روی پرده چیزی نمی بینیم ولی خشونت محتوایی محسوب میشه)
-
دلایل فحش و ناسزا: انگار در زیرنویس انگلیسی فیلم فحش هایی که حجت میده، به کلمه هایی که در آمریکا معنای بدتری دارن ترجمه شده!
-
دلایل مواد مخدر و الکل: سیمین در صحنه خیلی کوتاهی سیگار می کشه