شنیدین قطری‌ها جشن گرفته‌اند؟ جشن برداشت یک میلیاردمین بشکۀ نفت از میدان به قول خودشون «الشاهین» و به اسمی که ما می‌شناسیم: «پارس جنوبی»! و جای تعجب و همچنین تأسفه که ما هنوز یه بشکه نفت هم از این میدان مشترک برنداشته‌ایم! به عبارت دقیق‌تر 500 میلیون بشکه از نفتی که قطری‌ها استخراج کرده و فروخته‌اند، سهم این مملکت و مردم بوده که در خواب و بی‌لیاقتی مسئولان مربوطه، به جیب این کشور کوچک حاشیۀ خلیج فارس رفته. مساحت قطر به زحمت به کوچکترین استان‌های ما می‌رسه. با این حال سالهاست همین شهر کوچک، دارایی این ملت رو جلو چشم همه می‌بره و می‌فروشه و کیفش رو می‌کنه و ما فقط تماشا می‌کنیم. در برداشت گاز از این میادین مشترک هم ما سالها از قطری‌ها عقبیم. اونا با سرعتی دو برابر از ما از این میادین مشترک برداشت می‌کنن.

جالبه که جز گاز، 10 سال پیش قرارداد طرح توسعۀ لایۀ نفتی پارس جنوبی رو امضا کرده‌ایم اما سازمان بازرسی، یکی از مهم‌ترین دلایل تأخیر در توسعه این لایۀ نفتی و برداشت از اون رو ضعف پیمانکار و وجود اختلاف بین شرکت نفت و گاز پارس و شرکتهای پترو ایران و نیکو و شرکت ملی نفت ایران عنوان کرده. جالبه که از یه طرف دارن دارایی این مردم رو می‌دزدن و از طرف دیگه 10 ساله که مسئولان ما با هم دعوا دارن که چطور حق مردم ایران رو برداشت کنن و جالب اینکه عملاً هم کاری نمی‌کنن و 10 سال تمام، استخراج نفت قطری‌ها رو تماشا کرده‌اند و جیک‌شون هم درنیومده! با توجه به سابقه‌ای که ما از مدیریت مسئولان‌مون سراغ داریم، پیش بینی اینکه همسایۀ ما زودتر، همۀ موجودی این ذخایر رو جارو کنه و بفروشه، از ابتدا کار دشواری نبود. با این حساب چرا مسئولان وقت در تنظیم قرار داد تملک و برداشت این منابع، بندهایی نگنجانده‌اند تا حق و حقوق این مردم، دودستی تقدیم بقیۀ کشورها نشه؟ اگه اون موقع نکردن، چرا بعد که این مشکل پیش اومد، قدم‌هایی در جهت حل مشکل و پیشگیری از دست اندازی قطر به ذخایر این سرزمین برنداشتن؟ چرا همه سعی می‌کنن ماجرا مسکوت بمونه؟ چرا مسئولان ما فقط تماشاگرن؟ انگار همه منتظر تموم شدن موجودی این معادن هستن تا آب پاکی رو روی دست همۀ مردم بریزن و یه بار برای همیشه بگن: تموم شد! قطری‌ها هر چه بود و نبود رو برداشتن!

این قصۀ پرغصه فقط مختص حوزۀ پارس جنوبی نیست و ما در بقیۀ میادین مشترک‌مون هم وضع چندان خوشی نداریم. در این اواخر خیلی از مدیران وزارت نفت، نبود بودجه و سرمایه گذاری رو دلیل دیرکرد توسعۀ میادین پارس جنوبی دونستن و با این عذر، خودشون رو تبرئه کردن. در حالی که اعلام میشه ما برای توسعۀ پارس جنوبی که هر دلارش 10 دلار برمی‌گردونه، پول و سرمایه نداریم، خبرهایی از سرمایه گذاری‌های بی‌حاصل در ونزوئلا و نیکاراگوئه و طوماری از کشورهای گمنام آمریکای جنوبی و آفریقا و گاهی حتی نه سرمایه گذاری که کمک به اونا می‌رسه! مثلاً همزمان با انتشار خبر جشن برداشت یک میلیارد بشکه‌ای قطری‌ها از پارس جنوبی، خبری منتشر شد با این عنوان: «ایران شش پالایشگاه نفت در آفریقا می‌سازد!» شما باشید دق نمی‌کنین؟ آیا عقل سلیم حکم نمی‌کنه که شما ابتدا این ثروتی رو که داره از دست مردم میره، سر و سامان بدین و جلوی این بر باد رفتن سرمایۀ ملی رو بگیرین و بعد به فکر کمک به دیگران باشین؟! بعد می‌بینین که از رهگذر همین اقدام، میلیاردها دلار پول و سرمایه واسۀ خودتون تولید میشه تا به سیاستهای دیگه‌تون هم برسین و یه کمی از اون رو هم به مردم بدین! حالا اینکه چرا 10 ساله همه چیز در مدیریت کلان نفتی ما به نفع قطری‌ها رقم می خوره و چرا ما فقط حرف می‌زنیم و تماشا می‌کنیم، سؤالاتی هستن که ظاهراً جوابی براشون وجود نداره!