همون طور که خبر دارین مدتیه که وزارت علوم در یه حرکت کاملاً محیرالعقول، Elsevier رو تحریم کرده! بنابر طرح ارائه شده توسط فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران و رأي اكثریت رؤساي دانشگاه ها و اعضاي بلندپایه وزارت علوم، هیأت ممیزي دانشگاه ها در صورت مشاهده مقالات علمي اساتید در پایگاه علمی الزویر، امتیاز پدیدآورندگان رو منفي و صفر قلمداد خواهد كرد! و چنین اتفاقی در جهان فقط و فقط در کشوری مثل ایران می تونه اتفاق بیفته که یه استاد دانشگاهی با هزار زور و زحمت و شب نخوابیدن و دود چراغ خوردن، مقاله اش در یه پایگاه علمی به این معتبری چاپ بشه و اونوقت دانشگاه به جای تقدیر و تشکر و ارتقاء رتبه، بهش امتیاز منفی بده! رئیس محترم دانشگاه تهران فرموده اند که فرستادن مقالات علمی برای چاپ از طرف اساتید ایرانی به ژورنالهای خارجی به منزله «ساخت قصر علمي بیگانگان توسط خشت هاي دانشمندان ایراني است» و «این بنا با تحریم كردن دانشمندان كشور فرو مي ریزد.»

اجازه بدین تا در این زمینه بیشتر توضیح بدم. الزویر (Elsevier) یه ناشر بین المللی هست که حدود ۲۰۰۰ ژورنال یا مجلۀ علمی رو به چاپ می رسونه و اغلب این ژورنال ها ضریب تأثیر (Impact factor) بالایی دارن. یعنی به طور تقریبی از هر شش ژورنال علمی در دنیا، یکی‌شون توسط این ناشر به چاپ می رسه. افرادی که کمترین اطلاعی درباره چاپ مقالات علمی دارن می دونن كه مقالات باید به صورت مستقیم به ژورنال مورد نظر فرستاده بشه و ناشر (مثل الزویر) هیچ دخالتی در چاپ یا عدم چاپ نداره. در نتیجه تحریم یه ناشر کاری کاملاً غیر منطقی و غیرعقلیه، چون در این صورت حدود ۲۰۰۰ ژورنال علمی رو تحریم کرده ایم! بر اساس آخرین آمار از مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) ایران در سال ۲۰۰۸ از کل مقالات علمی چاپ شده در دنیا، 1 درصد رو به خودش اختصاص داده که در جای خودش ستودنیه اما طبق تحلیل رئیس دانشگاه تهران، در عرصه بین المللی، بیگانگان مشغول ساختن ۹۹ درصدی «قصر» ما هستن و ما فقط یه درصد برای بیگانگان «خشت» تولید کرده ایم!

به نظر می رسه هدف دیگه از این تحریم در نگاه رئیس دانشگاه تهران، گرایش اساتید داخلی به چاپ مقالات خودشون در ژورنالهای داخلی باشه. این هدف با این وسیله یعنی تحریم الزویر دست نیافتنیه چون اولاً اساتید برای شناساندن خودشون و ایران در جامعۀ علمی دنیا که حق مسلم و وظیفۀ اوناست ترجیح میدن که تحقیقات خودشون رو به ژورنال های خارجی ارسال کنن. ثانیاً متأسفانه ایران هنوز در خیلی از رشته ها ژورنالهایی صاحب نام و بین المللی نداره که بشه به اونا رجوع کرد و دست رد به معادل های بیگانه اون زد. ثالثاً در تمام کشور های دنیا تحقیقات حساس و نسبتاً محرنامه وجود داره که بطور منطقی نتایجش قابل چاپ نیست. پس برای مابقی تحقیقات که ویژگی امنیتی ندارن، چاپ کردن نتایج در ژورنال های داخلی و خارجی که به راحتی برای همه قابل دسترسه، فرقی نداره. رابعاً محدود کردن فضای علمی کشور به داخل ایران یعنی خود تحریمی! و چه عقل سلیمی قبول می کنه با وجود تحریم های گسترده علیه کشورمون، ما هم به دست خود، خودمون رو تحریم کنیم؟! خامساً از افتخارات ما ایرانی ها اینه که در دورۀ شکوفایی بعد از اسلام، ما تولید کننده و منتشر کنندۀ علوم روز بوده ایم و به عنوان مثال به تدریس کتاب قانون ابن سینا در دانشگاه های اروپایی در قرن‌های گذشته می بالیم. بنابراین چطور با تحریم کردن بیش از ۲۰۰۰ ژورنال اثرگذار بین المللی به منافع ملی و اعتلای نام کشورمون کمک کرده ایم؟!

نکتۀ خیلی مهم از نظر من اینه که انحراف بزرگ در اینجاست که رؤسای دانشگاه های کشور فراموش کرده اند که یکی از برگهای زرین دوره پس از انقلاب اسلامی، تولید علم روز افزون و فزایندۀ دانشمندان ایرانیه. به اذعان همین نهادهای بین المللی، ایران رتبۀ اول در رشد تولید علم رو داراست که بزرگترین مؤلفه‌اش تعداد مقالات چاپ شده در ژورنالهای بین المللی هست. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۳ سهم ایران در تولید علم در جهان ۰.۲۹ درصد بوده اما طی فقط پنج سال با رشدی غرورانگیز به ۱.۰۲ درصد رسیده كه به اذعان دوست و دشمن، رشدی فوق العاده هست. بهرحال امیدوارم که هر چه زودتر این قانون غلط برداشته بشه و مسئولان امر، قبل از گرفتن چنین تصمیماتی، یه کم بیشتر به عواقب تصمیم‌هاشون فکر کنن!