زیبایی و جذابیت در پوشش
میگن پیامبر (ص) حتی روی سفیرانی که پیششون میومدن هم حساس بودن و میگفتن سعی کنین سفیران خوشچهره و زیبایی به کشورهای مختلف بفرستین. برای اینکه ظاهر آدمها و طرز پوشششون روی طرف مقابل تأثیر زیادی میذاره و خوب پوشیدن احساس خوبی در طرف مقابل ایجاد میکنه. خب تا اینجا همه موافق زیبایی هستن. از اینجا به بعد که بحث میرسه به زیبایی در پوشش خانمها، آدمها چند دسته میشن. اینجاست که مخالفین زیبایی در حجاب، از ممنوعیت جذاب بودن پوشش برای زنان در دین مون میگن و اونا رو نهی میکنن. دوتایی نشستهایم و گپ میزنیم. بهش میگم حجاب باید زیبا باشه. میگه «زیبایی در حجاب معنا نداره! حجاب اومده برای پوشاندن زیبایی. زیبایی، جذابیت میاره و حجاب نباید جذاب باشه!» نمیدونم چطور میتونه زیبایی در حجاب رو نفی کنه وقتی خودش موقع خرید پوشاک، سعی میکنه لباس زیبایی انتخاب کنه و رنگ روسریش رو با رنگ مانتوش ست کنه. خب این هم میشه زیبایی دیگه!

سانفرانسیسکو
زیبایی حجاب از نظر من آراستگی فرد محسوب میشه. این که مانتو و شلوار و روسری، اتو کشیده و تر و تمیز باشه، حجاب رو زیبا میکنه. این که رنگ روسری و مانتو و شلوار و حتی ساق دست رو یه جور خوبی ست کنی، حجاب رو زیبا میکنه. این که روسری یا مقنعه رو به بهترین شکل ممکن سر کنی و از شلختگی توی پوشش دست برداری، همه اینها حجاب رو زیبا میکنه. حالا این زیبایی چه ایرادی داره؟ اگر به جای مُچاله کردن چادرت برای رو گرفتن، یه جور مرتبتر و شکیلتری رو بگیری، ایرادی داره؟ اونایی که فکر میکنن زیبایی در حجاب جا نداره، واقعاً فکر میکنن خواسته دین ما اینه که زنها به زشتترین و شلختهترین شکل ممکن در جامعه ظاهر بشن؟! فکر نمی کنم کسی واقعاً چنین تصوری از دستورات دین داشته باشه. همیشه با این نگاه های افراطی مخالف بوده ام و هستم. از نگاه های متعصبانه بعضی از مسؤولین گرفته تا تعدادی از همین جوان های هم نسل خودمون. یه نگاه به تصاویر دختران مسلمانی که در کشورهای اروپایی زندگی می کنن بندازین و پوشش شون رو مقایسه کنین با پوشش دخترای ایرانی. ایرانی هایی که ادعای مسلمونی شون گوش دنیا رو کر کرده!

نروژ
اگه دقت کنین، اونا هم محدوده حجاب رو کاملاً رعایت می کنن و هم اینکه اصلاً رنگهاشون جیغ نیست ولی در عین حال بسیار پوشیده تر از دخترای ایرانی هستن. قبلاً گفته بودم که یکی از مشکلات ما در زمینه پوشش، عدم تنوع لباسه. شک ندارم اگه توی ایران پوشش کمی آزادتر بود و از این حالت رسمی چادر یا مانتو خارج بود (مثلا اجازه پوشیده بلوز/کت با شلوار یا کت دامن بود) وضع حجاب خیلی بهتر از الان بود! همین عدم تنوع لباس یکی از دلایل آرایش های جیغ توی ایرانه. نتیجه اش هم میشه اینکه طبق آمار، زنان ایرانی بیشترین مصرف کننده مواد آرایشی در خاورمیانه شناخته میشن! و باز هم ارجاع تون میدم به زنان مسلمان کشورهای اروپایی یا همین کشورهای مسلمان خاورمیانه مثل ترکیه و لبنان که ذره ای از آثار مواد آرایشی رو بر چهره شون نمی تونین پیدا کنین! دلیلش هم کاملاً مشخصه. وقتی جوان اونقدر آزاده که هر نوع مدل لباس با هر رنگ مورد علاقه اش رو بپوشه بطوری که هم محدوده حجاب رو هم رعایت کنه و هم طرز لباس پوشیدنش جلب توجه نکنه، دیگه دلیلی برای آرایش کردن و زیباتر به نظر رسیدن، نداره.

پاریس
نمی دونم بعضی افراد با چه توجیهی تنها رنگ مجاز برای چادر و لباس های دختران و خانم های ایرانی رو «سیاه» می دونن و لاغیر! چرا بعضی ها هنوز نمی خوان از خواب بیدار بشن و بفهمن رنگ سیاه که نماد غم و ناراحتی و افسردگیه، پاسخ مناسب نیاز جوان ایرانی نیست که تنوع طلبه و دوست داره رنگ ها و مدل های مختلف لباس رو امتحان کنه. چرا در کشور ما باید اینقدر محدودیت در زمینه پوشش جوانها و بخصوص دختران وجود داشته باشه؟ چرا باید این همه کج فهمی و برداشت های افراطی از دستورات این دین الهی صورت بگیره؟ برداشت هایی که میگه تو هر چقدر پوشش سیاه و تیره و همچنین نامرتب تری داشته باشی به خدا نزدیک تری! چرا دید جوانها نسبت به رعایت حجاب و پوشش به یه نگاه اجباری بدون هیچ فلسفه و دلیل خاصی تغییر پیدا کرده؟ و هزاران چرای دیگه...