توی سایت تحقيقات مركز آمار ايران بودم که چشمم به یه خبری خورد. « تحقیقات مرکز آمار ایران نشان مي دهد كه مردان ايراني روزانه به‎طور متوسط 2 ساعت و 18 دقيقه و زنان 21 دقيقه به فعاليت هاي شغلي و كار مفيد مي‎پردازند. اين درحالي است كه متوسط ساعت كاري مفيد در ژاپن بيش از 8 ساعت در روز است! » حرفهای ناگفته زیادی درباره این موضوع وجود دارد. ۲ ساعت و کجا و ۸ ساعت کجا؟! با این اوصاف مي شود در ايران اداراتي را متصور شد كه اگر حقوق كاركنان آن، ماه‎به‎ماه به حساب‎شان ريخته شود و آن‎ها اصلا سر كار نيايند، سودش براي اداره بيشتر خواهد بود.

وقتي كاركنان سر كار مي آيند به خدماتي مانند سرويس اياب و ذهاب، نظافت اتاق‎ها، آبدارخانه، ناهار و ناهارخوري، روزنامه، تلفن كردن كارمندان به اين طرف و آن طرف، امكانات تفريحي و رفاهي، اضافه كار، رسيدگي به امور اداري و هزار و يك كار ريز و درشت ديگر احتياج است. اما وقتي اصلا به اداره نيايند، هيچ‎كدام از اين هزينه هاي اضافي بر گردن اداره نمي افتد. سيستم كم‎انگيزه اداري ما آن‎قدر پرهزينه و كم‎فايده است كه گاهي كار نكردنش مي‎تواند بهتر از كار كردنش باشد. در اين صورت، آيا نمي توان طبيعي دانست كه دولت بدش نيايد هر از گاهي چند روزي را تعطيل اعلام كند تا هم خودش از اين بابت سود كند و هم مردم تفريحي كرده باشند؟!

در چنين شرايطي هم دولت راضي است، هم مردم راضي اند و اصولا تعطيلات مثل يك چوب دو سر طلا مي ماند! البته این چیزی که می گویم بیشتر شبیه به یک شوخی می ماند تا یک موضوع جدی! با خود فکر می کنم که بجای اینکه همه مشکلات را به گردن دولت بیفکنیم و به قول معروف تمام کاسه کوزه ها را سر نهادهای دولتی بشکنیم، ای کاش کمی هم در کاری که انجام می دهیم احساس مسئولیت داشته باشیم و مدام شعار ندهیم که ما فلان تمدن بزرگ و کهن را داشتیم و ما این بودیم و آن... که به قول شاعر: گیرم که پدر تو بود فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل!

پی نوشت: واقعا از خودم خجالت کشیدم که این آمار رو دیدم. ما باید ۲ ساعت کار مفید داشته باشیم و آن ژاپنی ۸ ساعت!