اواخر تیرماه است. آخرین دانشجویان دانشگاه را می بینی که در گرمای سوزان تابستان، بی رمق و خسته از گذراندن آخرین امتحانات در حال آماده شدن برای رفتن به شهرشان هستند. می روند تا پس از گذراندن دو ماه تعطیلات تابستانی، با نیرویی تازه بوی مهر را با خود به دانشگاه بیاورند. یکی یکی چمدان به دست از خوابگاه خارج می شوند. گویی قرار است که حدود دوماه همه به یک خواب تابستانی فرو روند! از دانشگاه و مسئولان گرفته تا دانشجویان....
گویی اینچنین نیست. این را می شود از پوسترها و بنرهایی که در سطح دانشگاه نصب شده اند فهمید. انگار قرار است اتفاقی بیفتد. نزدیکتر می شوم تا بتوانم موضوع بنرها را بهتر بخوانم. « اولین المپیاد علمی دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور » خبر آشنایی برایم به نظر می رسد. درست است! این تیتر را چندماه پیش در بُرد دانشکده دیده بودم. زمانی که برای المپیاد، فراخوان عمومی اعلام شده بود. خوشبختانه توانسته بودم در مرحله اول المپیاد نمرات خوبی را کسب کنم. بنابراین به مرحله دوم که کشوری بود، راه پیدا کردم. نزدیکتر می شوم تا بتوانم زمان برگزاری آن را ببینم: « 2 الی 8 مردادماه »
زمان خوبی است تا به دور از نگرانی امتحانات، با دانشجویان سایر دانشگاه ها که قرار است به شهرمان، اصفهان سفر کنند آشنا شوم. نکته ای که برایم جالب به نظر می رسد اینکه این بار نیز میزبانی المپیاد، به عهده دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گذاشته شده است. خاطره المپیاد ورزشی که دو سال پیش، درست همین موقع برگزار شد را هیچ گاه از خاطر نمی برم. مطمئنم آن مسابقه را هیچ کدام از 3000 شرکت کننده ای که در آن حضور داشتند، از یاد و خاطر نمی برند. اما به فاصله یک سال بعد از المپیاد ورزشی، بار دیگر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان میزبان المپیادی دیگر شد. اما این بار نه با موضوع ورزشی و نه علمی، بلکه فرهنگی. بهمن ماه سال گذشته برای بسیار از دانشجویانی که در المپیاد فرهنگی شرکت کرده بودند، خاطره ای فراموش نشدنی بود.
و اینک دانشگاه میزبانی المپیادی دیگر را بر عهده گرفته است. این بار قرار است جامعه علمی کشور، از مسئولان رده بالا گرفته تا دانشجویان، یک المپیاد علمی را تجربه کنند. از این ماجرا چند روزی گذشت تا اینکه روز جمعه (2 مردادماه) خود را در مرکز همایش های علمی و فرهنگی دانشگاه یافتم. سالن همایش مملو از دانشجویانی بود که هرکدام از شهرهای مختلفی، میهمان اصفهان شده بودند. این دانشجویان همان هایی بودند که مرحله مقدماتی المپیاد را در دانشگاه خود با موفقیت گذرانده بودند. به عبارتی هر کدامشان نماینده موفقی از دانشگاه خود بودند.
چهره شاد و سرزنده آنها نشان از رضایت خاطرشان از پذیرش و اسکان داشت. در میان این چهره های شاد، به وضوح میشد التهاب و نگرانی را در چشم بعضی از شرکت کنندگان دید. نگرانی نسبت به نوع سوالات، روند برگزاری آزمون ها و آیا اینکه می توانند در ردیف نفرات برتر المپیاد قرار گیرند؟ عده ای مشغول گپ و گفتگو با یکدگیر بودند، تعدادی سرگرم بازدید از غرفه هایی که در اطراف سالن همایش برای ارائه خدمات حاضر بودند و عده ای از دانشجویان نیز توجهشان به صنایع دستی اصفهان جلب شده بود. در این میان دو سه نفری هم محو تماشای قوری و سماور دکوری که در ابتدای سالن قرار داشت، شده بودند!
خلاصه هرکسی مشغول کاری بود تا اینکه ناگهان جلوی در سالن تجمعی شکل گرفت. به نظر می رسید که شخصیت مهمی آمده باشد که این طور همه جمع شده اند. جلوتر از رفتم تا ته و توی ماجرا را در آورم! چهره هایی که می دیدم برایم آشنا بودند. دکتر باقری لنکرانی (وزیر بهداشت)، دکتر عین اللهی (معاون آموزشی وزارت بهداشت)، دکتر حسن زاده (معاون اجرایی وزارت) و دکتر شهرزاد (نماینده مردم اصفهان در مجلس) با همراهی دکتر شیرانی (رئیس دانشگاه) و سایر معاونین وارد سالن شدند. به محض ورود، دانشجویان اطراف آنها را فراگرفتند. صدای فلاش دوربین ها به طور مدام شنیده میشد.
قبل از برگزاری مراسم افتتاحیه، دکتر باقری لنکرانی و سایرین به بازدید از غرفه ها پرداختند. آنها در ابتدا از کتابهای آموزشی علوم پزشکی که در یکی از غرفه ها ارائه شده بود بازدید کردند. سپس مسئول غرفه ایثار و شهادت با پرسیدن مشخصات وزیر، با استفاده از نرم افزاری برای ایشان فالی زدند! میهمانان در ادامه از غرفه پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون بازدید کردند و با خدمات مختلفی که این پایگاه ارائه میداد آشنا شدند. پس از بازدید از غرفه نرم افزارها، نوبت به بازدید از مرکز راهنمایی و مشاوره رسید.
نگاه های موشکافانه دکتر لنکرانی و سایر میهمانان به نمودارهایی که مرکز مشاوره ارائه کرده بود، توجه همه را به خود جلب می کرد. پس از بازدید از غرفه ها، میهمانان جهت آغاز مراسم افتتاحیه به تالار ابن سینا هدایت شدند. در این میان اولین شماره خبرنامه ارمغان نیز بین همه توزیع شد. در بدو ورود به تالار، دکور زیبایی که جهت مراسم افتتاحیه ساخته شده بود، نظر همه را به خود جلب کرد و جمله « انا مدینه العلم و علی بابها » که بر بالای در دکور با خط زیبا نوشته شده بود، یاد و خاطره وجودی گهربار و سرشار از دانش به نام علی(ع) را در دل همه زنده کرد.
در ابتدای مراسم قاری بین الملل استاد..... همه حضار را از صدای دلنشین تلاوت خود بهره مند کرد.سپس پخش سرود ملی و قیام حضار، نوعی حس غرور و افتخار به ایرانی بودن را در وجود همه زنده کرد. مجری برنامه پس از سلام و خوش آمدگویی به مهمانان از دکتر شیرانی، رئیس دانشگاه درخواست کرد که برای ایراد سخنان خود به پشت تیریبون بیایند. دکتر شیرانی با بیان اینکه ما در دنیایی دوگانه زندگی می کنیم که در آن دنیای غرب برای ما از اخلاق و حقوق بشر می گوید در حالیکه خود هیچ ارزشی برای جان انسانها قائل نیست، تأکید کرد انقلاب اسلامی ثابت نمود که تنها یک راه برای بودن وجود دارد و آن اینکه « روی پای خودمان بایستیم ».
سخنران بعدی، دکتر عین اللهی معاون آموزشی وزارت بهداشت بود که در ابتدای سخنانش خبری خوش را به عنوان هدیه به دانشجویان تقدیم کرد و آن اینکه تا به امروز در تمام دانشگاه های کشور، کمیته های استعداد درخشان برای کمک به دانشجویان نخبه و حمایت از آنان به وجود آمده است. سپس وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به پشت تریبون رفت و در ابتدای سخنان خود پیشرفت یک کشور را دلیل بر ارتقای علم و آگاهی آن دانست و تصریح کرد: « آنچه که سرنوشت یک کشور را رقم می زند، اقتدار علمی آن است و تمام اینها مرهون نوآوری است، مشروط بر اینکه نوآوری درست شناخته شده باشد.»

سخنرانی دکتر باقری لنکرانی در مراسم افتتاحیه
دکتر پیمان ادیبی (معاون پژوهشی دانشگاه) سخنران بعدی بود که به همراه دو نفر از داوران جهت آشنایی شرکت کنندگان، شروع به معرفی روند اجرایی آزمون ها و نوع سوالات کردند. پس از برگزاری مراسم افتتاحیه، همگی دور وزیر حلقه زده بودند. یکی درخواست انتقالی فرزندش را به او نشان می داد، دیگری خبرنگار بود و یک ریز سوال می پرسید و بعضی از دانشجویان هم از نگرانی نسبت به تحقیقات ناتمام خود سخن می گفتند. در این بین صدای دلنشین اذان طنین انداز شد. دانشجویان نماز مغرب و عشاء را در نمازخانه امام خمینی به امامت آیت الله امینی (نماینده ولی فقیه در دانشگاه) اقامه کردند. سپس برای صرف شام وارد سلف مرکزی شدند.

پذیرایی از میهمانان با غذای معروف اصفهانی!
ساعت 21 همه اتوبوس ها آماده بودند تا شرکت کنندگانی را که پس از صرف شام، حتی توان راه رفتن را نداشتند (!)، به خوابگاههای در نظر گرفته شده منتقل کنند. با ورود دانشجویان به خوابگاه ها، اولین روز المپیاد به پایان رسید. دانشجویان، سه روز اول المپیاد را با شرکت در آزمون های علمی فردی آغاز کردند. پس از آزمون ها، مسئولان مستقر در مرکز همایش های علمی آماده بودند تا از دانشجویان متقاضی شرکت در کارگاه های آموزشی ثبت نام به عمل آورند. اما در کنار کارگاه های آموزشی دانشجویان، چند سمینار و جلسه پژوهشی نیز برای اساتید در نظر گرفته شده بود.
در کنار آزمون ها و برای ایجاد تنوع، برنامه هایی نظیر اصفهان گشت برای میهمانان تدارک دیده شده بود. منارجنبان، کوه آتشگاه، چهل ستون، پل خواجو و میدان امام از جمله آثار تاریخی اصفهان بودند که دانشجویان از آنها بازدید کردند. باغ پرندگان نیز از جمله مکان هایی بود که دانشجویان از بازدید آن لذت بردند. یکی از شرکت کنندگان که در بدو ورود به باغ پرندگان، خطاب به دوستانش می گفت که « در اینجا فقط کلاغ نگهداری می کنند، ما رو به دیدن کلاغ ها آوردن! » پس از بازدید از باغ، نظرش کاملاً عوض شده بود و حتی چند عکس یادگاری نیز با جغد و طاووس های باغ گرفت!

اصفهان گشت دانشجویان در بازدید از چهل ستون
در بازدید از کوه آتشگاه، بعضی را می دیدی که با تمام تلاش خود سعی دارند از یک ستون راست و مستقیم بالا بروند و یک عکس یادگاری با آن بگیرند به عنوان « بازدید از ابنیه تاریخی »! عده ای همچنان مشغول گپ زدن با هم بودند، تعدادی هم از فرط خستگی، حتی حال و حوصله پیاده شدن از اتوبوس را هم نداشتند و عطای بازدید از آثار تاریخی را به لقایش بخشیدند! تجدید عهد با شهدای هشت سال دفاع مقدس در بازدید از گلستان شهدا از جمله خاطرات به یادماندنی برای دانشجویان شد. پس از بازگشت از اصفهان گشت و صرف شام، کارشناسان مرکز نجوم ادیب آماده بودند تا دانشجویان را با آسمان شب، این دنیای فراموش شده بالای سرمان آشنا کنند. مشاهده دهانه های برخوردی سطح ماه و قمرهای گالیله ای سیاره مشتری از پشت چشمی تلسکوپ برای همه رویدادی جالب می نمود.
نحوه کار با تلسکوپ و آشنایی با صورت فلکی های فصل تابستان نیز از جمله موضوعات داغ رصدی در آن شبها بود. در این میان تنها میهمانان المپیاد نبودند که از مشاهده زیبایی های آسمان شب لذت می برند. اگر کمی دقت می کردی می توانستی رانندگان اتوبوس ها را هم در جمع شان ببینی که با شوق و علاقه خاصی نام ستاره ها را از کارشناسان می پرسیدند:
- خانم، ببخشین این ستاره سهیل که میگن، کجای آسمونه؟
- این ستاره پر رنگه اسمش چیه ؟
- این چاله چوله ها، روی سطح ماه دیگه چیه؟!
برنامه های فرهنگی المپیاد در روز دوشنبه (5 مردادماه) با بازدید از پژوهشکده علمی و تحقیقاتی رویان ادامه یافت. این در حالی بود که تنها به 30 نفر از شرکت کنندگان اجازه داده شده بود که در این برنامه شرکت کنند و این امر نارضایتی برخی را به دنبال داشت. دانشجویان در بازدید از پژوهشکده رویان، ابتدا با سلول های بنیادی و انواع کاربردهای آنان در علم ژنتیک آشنا شدند. سپس با شوق فراوان به مشاهده توده سلولی تمایز یافته قلبی در زیر میکروسکوپ پرداختند. ضربان آن توده سلولی در زیر میکروسکوپ که به تنهایی حکم یک قلب را داشت، آنقدر زیبا و جذاب بود که پس از مشاهده آن، ناخداگاه این آیه در ذهنت نقش می بست: « فتبارک الله احسن الخالقین »
در ادامه بازدید از رویان، دانشجویان با روند شبیه سازی دو گوساله شبیه سازی شده که بنیانا و تأمینا نام داشتند، آشنا شدند. سوالهای پی در پی دانشجویان از متخصصان رویان، نشان از شوق و علاقه آنان به موضوع شبیه سازی و آشنا شدن با فرایندهای آن داشت. از جمله برنامه های جنبی دیگر المپیاد که خیلی مورد استقبال شرکت کنندگان قرار گرفت، بازدید 6 ساعته از شرکت داروسازی فارابی بود. در ابتدا، مدیر عامل شرکت ضمن خوشامدگویی به میهمانان دقایقی چند را به معرفی شرکت فارابی و محصولات آن اختصاص داد. سپس دانشجویان با پوشیدن لباس های فرم مخصوص به بازدید از قسمت های مختلف کارخانه پرداختند. از تبدیل پودرها به قرص گرفته تا بسته بندی آنها.

کارگاه اندازه گیری نیتریت
اعلام نتایج آزمون های فردی و گروهی از جمله مواردی بود که به موضوعی بحث برانگیز میان شرکت کنندگان تبدیل شد. تعدادی از دانشجویان به نتایج اعلام شده اعتراض داشتند. این اعتراضات بیشتر شامل حیطه استدلال بالینی بود. یکی از دلایل شرکت کنندگان برای اعتراض به نتایج این بود که در حیطه استدلال بالینی میان رتبه های یک تا شش، نام هیچ کدام از دانشگاه های تیپ یک کشور به چشم نمی خورد. تیم رسیدگی به اعتراضات با بازبینی مجدد فایل و چک کردن تمام نمرات شرکت کنندگان توانست تا حدودی رضایت خاطر معترضین را فراهم آورد.
بعضی وقتها اگر به دقت به چهره شرکت کنندگان نگاه می کردی، متوجه خیلی چیزها میشدی. مثلاً نگاه کردن به بعضی چهره ها حکایت از این داشت که اکثر دانشجویان ژتون شان تمام شده و نگران گرسنه ماندن هستند! از چشمان قرمز شده بعضی دیگر مشخص بود که شب گذشته را درست و حسابی نخوابیده اند. در این میان می توانستی رانندگان اتوبوس ها را ببینی که روی چمن ها دور هم جمع شده اند و یکی شان آواز سر داده است! دیگری هم برایشان چای می ریزد. به وضوح میشد زنده شدن یاد و خاطره دوران مجردی را در چهره تک تک شان دید!
جنگ شادی که روز دوشنبه (5 مردادماه) در سال شریعتی برگزار شد، توانست رضایت خاطر بسیاری را فراهم آورد. از لطیف های گاه و بیگاه مجری در مورد اصفهانی ها گرفته تا بازی با سایه ها و حرکات آکروباتیک هنرمندان، همه و همه لحظات خوشی را برای میهمانان اولین المپیاد به ارمغان آرود. مشاهده دهان های تا بناگوش باز شده دانشجویان از فرط خنده در آن لحظات سوژه جالبی برایم بود تا بتوانم آن را با دوربین همراهم به شکار لحظه ها تبدیل کنم.

جنگ شادی که دوشنبه شب در تالار شریعتی برگزار شد
سخنرانی دکتر نصر، رئیس پژوهشکده علمی و تحقیقاتی رویان نیز از جمله موضوعات پرطرفدار المپیاد بود. دکتر نصر با معرفی روند مراحل شبیه سازی رویانا (اولین گوسفند شبیه سازی شده) سخنان خود را آغاز کرد. سپس با معرفی دستاوردهای پژوهشکده رویان در موضوعاتی نظیر درمان ناباروری با روش های پیشرفته، توجه میهمانان المپیاد را به پیشرفتهای جدید رویان جلب کرد. حجت الاسلام امینی، نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه نیز با سخنان خود در رابطه علم و دین، به این نشست علمی گرمای خاصی بخشید. در پایان مراسم، عکس دسته جمعی تعدادی از شرکت کنندگان با حضور مسئولین دانشگاه و دکتر نصر، آن شب را به شبی به یاد ماندنی برای همه تبدیل کرد.

عکس دسته جمعی تعدادی از شرکت کنندگان: اگه تونستین منو پیدا کنید 
موقع شام در سلف، بعضی را می دیدی که حواسشان شش دانگ مشغول خوردن بریانی اصفهان بود! دیگری فرصت را غنیمت شمرده و در حال گرفتن عکس یادگاری با خدمتکاران سلف بود (!) و آن یکی هم به دنبال ژتون گمشده اش می گشت! در میان شور و شوق دانشجویان میهمان، گاه بچه های خبرنامه المپیاد را می دیدی که با اشتیاقی خاص در حال تدارک شماره جدید هستند تا آن را هرچه زودتر به دست میهمانان برسانند. یکی شان را می دیدی که در حال مصاحبه با دانشجویان و مسئولین است، دیگری مدام از سوژه های مختلف عکس می گیرد و آن یکی در حال تهیه خبر است. گاهی هم شوخی یکی از دانشجویان را با بچه های خبرنامه میدیدی که می گفت در خبرنامه تان اسم من را به جای نیما، شیما نوشته اید!
گاهی انتظار داشتی با چندین ساعت کار مداوم که گاه به 20 ساعت در شبانه روز می رسید، وقتی به چهره بچه های خبرنامه می نگری خستگی را در چشمانشان ببینی اما شوق و علاقه آنها به تهیه هرچه سریع تر خبرنامه برای میهمانان، هرگونه خستگی را از آنان گرفته بود.

بچه های خبرنامه با دکتر کرباسی (معاون دانشجویی فرهنگی): من رو با لباس سفید می بینید!
زمزمه برگزاری مراسم اختتامیه المپیاد در تالار رازی، خبر از به مقصد رسیدن این قطار بزرگ داشت. قطاری که سرنشینانش را دانشجویان نمونه دانشگاه های علوم پزشکی کشور تشکیل می دادند. افرادی که توانسته بودند در مدت یک هفته، ضمن آشنایی با یکدگیر و فعالیت های خویش به یک رقابت دوستانه بپردازند. میهمان و میزبان گرد هم آمده بودند. یکی در حسرت گذشت روزهای خوش و بیادماندنی، دیگری در فکر خداحافظی پس از آشنایی یک هفته ای با سایرین و بعضی هم شاید در تلاطم قدم نهادن بر روی سن تالار و لمس کردن تندیس ویژه جشنواره.
تعدادی هم که از نتایج خود آگاه بودند و حوصله شرکت کردن در مراسم را نداشتند، رفته بودند تا از غرفه های موجود در سالن همایش ها، صنایع دستی و قالیچه های اصفهانی به عنوان سوغات خریداری کنند. در آغاز مراسم اختتامیه تلاوت دلنشین قاری، یاد مراسم افتتاحیه را در دل همه زنده کرد. سخنان دکتر عین اللهی در مورد جوایز المپیاد، آتشی بود که شوق شرکت کنندگان را نسبت به اعلام نتایج بیشتر می افزود. پس از پایان یافتن سخنان دکتر عین اللهی، استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به قرائت بیانیه دسته جمعی اساتید درباره این المپیاد پرداخت. ایشان ضمن قدردانی از دستندرکاران المپیاد، برگزاری چنین رقابتی را برای اولین بار در این سطح، عالی توصیف کردند و آن را نمونه و اسوه ای برای سایر دانشگاه ها در سالهای بعد دانستند.
سپس نوبت به اهدای جوایز رسید. اهدای تندیس، مدال طلا و 4 سکه بهار آزادی به نفر اول سکوت جمعیت را شکست و همهمه ای میان جمعیت ایجاد شد. جوایز یکی پس از دیگری اهدا می شدند. در میانه اهداء جوایز، سومین شماره از خبرنامه ارمغان هم که تازه از تنور در آمده بود (!) میان جمعیت توزیع شد. در پایان مراسم، عکسهای دسته جمعی شرکت کنندگان با یکدیگر و مسئولین، خاطره ای خوش را برای یک یک آنها رقم زد.