تولدت مبارک آقا جان.

تولدت مبارک ای دنیای من...

تولدت مبارک ای هستی من...

تولدت مبارک ای رویای گم شده من...

خودت که می دونی چقدر شیفته دیدار توام. پس چرا نمی تونم ببینمت؟ با تمام وجودم حست کنم. از نزدیک نزدیک... یه دل سیر نگاهت کنم و در آغوش بگیرمت. چرا نمی شه؟

همیشه وقتی نگاهت می کنم، یاد امام تو دلم زنده میشه. من که سعادت نداشتم آقای زیبایی ها رو ببینم؛ حالا که هستم چرا نمی تونم بیام کنارت.

به خدا خیلی دلم پره... خیلی...خیلی. دلم می خواد کنارت باشم و ساعتها باهام حرف بزنی. از همه چیز.

خودت که می دونی یکی مثل من اینقدر انتظار دیدنت رو می کشه، پس چرا نمی تونم بیام کنارت. فقط یه دقیقه. قول میدم بیشتر از این وقتت رو نگیرم.

حالا که اینا رو می نویسم اشک تو چشام حلقه زده. دیگه نمی تونم ادامه بدم... فقط اینکه آقا جان دوست دارم. تولد مبارک