در احوالات سریالهای تلویزیونی
میگم یکی از ویژگیهای مثبت سریالها و یا فیلمهای خارجی شخصیت پردازی اونها از آدمهاست. حالا چه شخصیت های منفی و یا چه شخصیت های مثبت. بیشترشم به خاطر اینه که ریا و کنترلی تو کارهاشون نیست! مثلا قرار نیست شخص مثبت فیلم مورد تائید کسی قرار بگیره و یا شخص منفی لزوما شبیه به کسی باشه. قراره یه نقش مثبت و یا منفی ساخته بشه. حالا هرکدوم از این اشخاص میتونن نقاط مثبت و یا منفی هم داشته باشن، برای مثال اینطوری نیست که یک شخصیت از شدت مثبتی و پاستوریزگی حال آدم رو بد کنه و یا یه شخص منفی، تماما منفی باشه بدون دارا بودن حتی یک صفت مثبت. همین کار تو ظاهر افراد هم نمود داره، یعنی لزوما یه شخصیت مثبت قیافه مثبتی هم نداره و یا یه شخصیت منفی شبیه یه غول ترسناک نیست ![]()

رو همین اساس وقتی کسی رو قهرمان میکنن، به دل آدم میشینه و یا به عبارتی دیگر طوری قهرمانش جلوه میدن که شما حاضری هرکاری که طرف میکنه رو توجیه کنی
حتی کارهایی که خودشونم میدونن جرم هستن و دارن به خاطرش تمام دنیا رو به نقض حقوق بشر متهم می کنن، ولی وقتی قهرمانشون انجام میده، از نظر شما توجیه شده است ![]()
برای مثال شاید شماها سریال ۲۴ رو دیده باشید. اگه هم ندیده باشید اتفاقات این سریال اغلب از زبان یک مامور فدرال به نام جک باور توصیف میشه که تو واحد ضد تروریستی لس آنجلس کار می کنه. حالا توی همین سریال بارها و بارها شده که مامورین فدرال و به خصوص همین جک باور به بدترین شکل متهمین و یا مظنونین رو شکنجه می کنن که ازشون حرف بکشن
از تهدید خانواده هاشون گرفته تا شلیک کردن به اعضای بدنشون و یا قطع انگشتانشون، کشتنشون و تزریق آمپول درد به گردن و … و جالب اینجاست که شما وقتی این صحنه ها رو می بینین میگین آفرین به جک باور! اگه اینکارو نکرده بود، الان هزاران آدم بیگناه در معرض خطر مرگ بودند
حالا تصور کنید اینکار تو سریالهای ما انجام میشد، لابد راپورت میدادن که جمهوری اسلامی داره توی تلویزیونش تبلیغ خشونت میکنه ![]()

بگذریم! حالا برعکس سریالهای ما چطورن؟! تصور کنید وقتی میخوان توی سریال یک آدم مهربان و فداکار رو نشون بدن، الا و بلا میرن سراغ سید جواد هاشمی
راستش من خودم به شخصه بس که این آدم نقش مثبت بوده، دیگه حالم بهم میخوره ![]()
بعد تازه اصلا سریالهای ما سر و تهش فکر کردین چیه؟ همش درباره مسائل خاله زنکی و ازدواج و عروسی و اینهاست
یعنی سر تا ته فیلم میبینی بالاخره جریان اصلی همینه. خوب معلومه که برای قشر زیادی، جذابیت خودش رو از دست میده. نمیدونم چرا روز به روز مدل ساختن سریالهای ما بدتر میشه و قهرمان پردازیهامون ریاکارانه تر
شایدم به خاطر اینه که تلویزیون ما دولتیه، براشون جذب مخاطب مهم نیست در حالیکه تلویزیونهای اونها خصوصیه. رقابت بر سر ساختن یک سریال جذاب که در عین حال مخ افکار عمومی رو به طرف خواسته های خودشون کار بگیره، پر اهمیت تر میشه.

اگه دقت کنید، محاله تو یک سریال پر طرفدار، حرفهای خودشون رو غیر مستقیم نزنن. تازه همین غیر مستقیم و نهفته حرف زدن هم خیلی مهمه. مثلا تو برخی اپیزودهای همین سریال ۲۴ غیر مستقیم دارن اهمیت انرژی هسته ای رو برای آمریکا گوشزد میکنن اونم در غالب داستانهایی کاملا غیر مستقیم! اونوقت تلویزیون ما چیکار میکنه؟ تو یه سریال بیربط یارو یک دفعه ای سر از جایی در میاره که مستقیما در باب اهمیت انرژی هسته ای حرف میزنه ![]()
امیدوارم از این پست حمل بر غربزدگی نشه! چون من خودم بیشترین مشکل رو با جماعت غربزده دارم، صرفا میگم ای کاش هنرمندان ما هم کمی سواد داشتند، تلویزیون ما کمی آزادتر بود. برنامه هایی که ساخته می شدند، کمی حرفه ای تر بودند و از همه مهمتر اهمیت به شعور مخاطب!