شطرنج با ماشین قیامت
اگه تا امشب شک داشتم که سالم هستم یا دیوانه، دیگه مطمئن شدم که یه دیوانه تمام عیار هستم
فردا امتحان تغذیه اساسی داریم. 3 واحد! هیچی نخوندم
هیچی... به جاش نشستم و دارم رمان میخونم
حالا به این کار من چی میگن؟! یه آدم سالم همچین کاری می کنه؟ همه بچه های کلاس حتما الان جزوه رو قورت دادن و هضمش هم کردن
اما من بدبخت... آب که از سر گذشت چه یه وجب، چه صد وجب ![]()

اما خودمونیم رمان خیلی جالبی بود. اسمش: شطرنج با ماشین قیامت. سه روزه تمومش کردم. پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش. دیالوگ نویسی هاش محشره
واسه اینکه داستانش لو نره، فعلا هیچی در مورد موضوعش نمیگم
بعدا یه نقد مفصل در موردش می نویسم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۸ ساعت توسط علی
|