یه زمانهایی آدم دلش میخوادش یه چیزی رو برای خودش بخره ولی هی دلش به اینکار نمیره. مثلا میگه که گرونه یا حالا خیلیم بهش احتیاج نداره یا چیزهای دیگه رو میتونه جانشین کنه، یا میگه اولویتم این نیست. خلاصه هی دو دله که این بخره یا نخره


بعد یه وقتی میبینه یه جای دیگه از نظر مادی جلوی ضررش گرفته شد، یا یه پولی از یه جایی دستش میاد، یا یه چیز ضروری ای رو که میخواست یکی بهش هدیه داده، فورا میره اونی که اولویتش نبوده رو میخره، با خودش فکر میکنه به هر حال من که میخواستم اینقدر پول بدم که اونو بخرم، حالا میرم اینو میخرم. انگار قسمت اون پوله اینه که حتما خرج بشه. بعد مهمتر اینکه تو این لحظات آدم چقدرم خوشحال میشه که یه بهانه دستش اومده تا بر این شکش غلبه کنه و بالاخره این پوله رو خرج کنه  تا توی موقعیتش قرار نگرفته باشین، درک نمی کنین که من چی میگم!