یک موج سوار ماهر!
اولین بار در یکی از سایتهای خبری قسمتهایی از «طنز جدید مهران مدیری» را دیدم که محتوای آن تمسخر شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی بود. بعد شنیدم که مجموعه کامل این آیتم ها به مدت ۵۰ دقیقه به صورت سی دی تهیه شده و در سطح شهر و بلکه کشور به سرعت در حال فروش است. حس فضولی، از آن جمله حواسی است که اگر به دادش نرسی می تواند بسیار کشنده باشد. بنابراین، در به در گشتیم و بالاخره کل ۵۰ دقیقه را دیدیم و حسمان تخلیه شد! دقیقاً یادم نیست قبل از این تخلیه بود یا بعد از آن که در جایی خواندم یکی از نویسندگان قهوه تلخ نسبت به این آیتمها واکنش نشان داده و تولید آن را مربوط به ۴ سال قبل دانسته است. اینکه کلیپ مربوط به یک مجموعه آیتم هست که ۴ سال پیش ساخته شده و قرار بوده وارد شبکه خانگی بشود. در اینجا قصد ندارم راجع به ماهیت این کلیپ و حواشی مربوط به آن بپردازم. بلکه بیشتر مایلم تا راجع به تحلیلم درباره انتشار این طنز صحبت کنم.

سوابق کاری فردی مثل مهران مدیری نشان میدهد او کسی نیست که بی گدار به آب بزند. اصولاً مدیری نشان داده است تا وقتی از موفقیت مالی و مردمی یک کار اطمیان نداشته باشد، وارد گود نمی شود. به این قرینه، به نظر می رسد ساختن مجموعه ای که اساساً قابلیت کسب مجوز ندارد (به علت ماهیت غیراخلاقی و غیرعرفی غالب آیتم ها) به چشم مدیری و تیم تهیه کنندگان او، کاری عبث و به نوعی از پیش شکست خورده است. بنابراین اولین فرضیه این است که این کار هدفمند صورت گرفته است. تاریخ و زمان ادعایی تولید این آیتمها نیز محل بحث و اشکال است. ۴ سال، در کشوری مثل کشور ما، برای مخفی نگه داشتن چنین برنامه ای که قاعدتاً سر و صدای زیادی را بوجود می آورد، زمان کمی نیست. آن هم در شرایطی که هر جریان سیاسی بدنبال آتو گرفتن از جریان رقیب است. حتی فرضاً که این قول را بپذیریم، سئوال اینجاست که اگر این کار مربوط به ۴ سال پیش بوده، چرا و چگونه تا امروز مخفی مانده و چرا و چگونه اکنون و با این حجم به بیرون درز کرده است؟ بنابراین فرضیه دوم این جا شکل می گیرد که این کار احتمالاً نه ۴ سال پیش، بلکه اندکی پیش یا پس از شروع سریال قهوه تلخ بوده است.
چنانچه فرضیه دوم را بپذیریم، سئوال اصلی اینجاست که اساساً بیرون دادن این کلیپ چه هدفی را دنبال می کند؟ شروع قهوه تلخ با استقبال عظیم مردم روبرو شد. این استقبال به حدی بود که تهیه کنندگان این سریال را هم غافلگیر کرد. به عللی که جای بحث آن اینجا نیست، کم کم شایعاتی در مورد این کار مطرح شد مبنی بر اینکه مهران مدیری در این کار مسائل روز میان مردم و حکومت را به چالش کشیده است. با این ذهنیت، شخصیتهای سریال هر یک نماینده طیفی از ارکان حکومتی محسوب می شوند که با فساد و سوء مدیریت خود مملکت را به ورطه نابودی کشیده اند و از این منظر کل حکومت به سخره گرفته شده و در تقابل با مردم قرار گرفت. این مورد به همراه بروز شایعاتی از قبیل تعطیلی زود هنگام پروژه قهوه تلخ، انتقاد صریح صدا و سیما ازا ین سریال و عدم تائید آن از جانب رئیس سازمان، همه و همه این ذهنیت و نگرانی را در سازندگان سریال قهوه تلخ ایجاد می نمود که هر لحظه امکان تعطیلی و توقیف پروژه وجود دارد. بنابراین فرصت را مغتنم شمرده و آیتمهای تولیدی را به عنوان برگ برنده رو کردند. به این ترتیب، دیگر فرقی نمی کند که این آیتمها ۴ سال قبل تولید شده باشند یا محصول این نگرانی ها بوده باشد. آنچه به نظر می رسد، تعمد تهیه کنندگان آن برای پخش آن در این بازه زمانی است.

این کار احتمالاً دو هدف را توامان دنبال می کند: مدیری و تیمش دامن خود را از شایعات موجود پاک می کنند و ادامه کار قهوه تلخ تضمین می شود و دیگر اینکه اعتماد نصفه و نیمه مجریان و متصدیان فرهنگی کشور و بخصوص صدا و سیما را برای برنامه های بالقوه آتی بطور کامل بازمی گردانند. هدف سومی را هم می توان متصور بود و آن اینکه فرصتی است تا به تلویزیون های خارج نشین ضربه شصتی نشان داده شود. همه این فرضیه ها اگر مطابق واقعیت باشد همگی نشان دهنده یک چیز است و آن هوش بالا و زیرکی شخصی مثل مهران مدیری است. هنگامی که قهوه تلخ شروع شد، عده ای از مخالفین و معاندین داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، مهران مدیری را نمونه کامل یک هنرمند مردمی و همگام با اعتراضات مردم دانسته و او و کارش را به جهت محتوای مخالف گونه اش، بی نهایت ستایش کردند. حتی این تکریم و تحبیب ها باعث شد تا استثنائاً این بار، سیل کپی رایت، این اثر مدیری را با خود نبرد و محصول او فروش خوبی پیدا کند. از سوی دیگر طبق شنیده ها باعث شد تا شهرام همایون، همان کسی که اساس توجه کلیپ طنز مهران مدیری به او و برنامه های بی محتوای شبکه ضد جمهوری اسلامی وی بود، بعد از کلی فحاشی به مدیری و بعد از آنکه او را عامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی معرفی کرد، به نشانه اعتراض برنامه اش را تعطیل کند.
مهران مدیری اما، از نظر من نه عامل اطلاعاتی است و نه هنرمند معترض دمکراسی خواه و همراه با مردم. مدیری حکم موج سوار ماهر و کارکشته ای را دارد که امواج دریا و بادهای مخالف و موافق را به خوبی می شناسد. او بخوبی میداند که چه وقت و چگونه زاویه اش را به چه مقدار تغییر دهد تا نه تنها غرق نشود، بلکه همواره در اوج موج بماند.