دفتر خاطرات
یه عذرخواهی به همه دوستان بدهکارم که میگن چرا اینجا دیر به دیر می نویسم. علتش اینه که یه مدتی هست که خاطراتم رو توی یه دفتر شخصی می نویسم. اینجوری خیلی راحت ترم. از همه چیز می نویسم. همه اتفاقاتی که در روز برام رخ میده، همه آدمهای اطرافم و… می نویسم از اندیشه هایم، از تفکراتم، از عقایدم… می نویسم تا همشون ثبت بشن.
می نویسم تا وقتی از دنیا رفتم و دفترم به دست کسی افتاد و اون رو خوند بدونه علی پزشکی، کی بود؟ به چه چیزایی فکر می کرد، نگاهش به زندگی چطور بود، آدمها رو چطور میدید، چه اندیشه هایی داشت و...
یه آرزویی توی زندگیم دارم که اگه بهش برسم دیگه هیچی از این دنیا نمیخوام. وای... اگه براورده بشه...
خواهش می کنم برام دعا کنید که خیلی به دعای شما محتاجم.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط علی
|