یک کار ضروری!
سه شنبه موقع برگشتن از دانشگاه با یکی از دوستام تاکسی دربست گرفتیم تا زودتر به خونه برسیم و خیلی هم عجله داشتیم. در میان راه ناگهان راننده سرعتش رو زیاد کرد و به یه کوچه فرعی خلوت پیچید و پس از ورود به محوطه یه ساختمان نیمه کاره ایستاد و به سرعت از اتومبیل خارج شد و به طرفی دوید. اگه سوار مسافرکش شخصی بودیم می ترسیدیم اما چون یک تاکسی پژو سبز با کد شناسایی راننده بود تصمیم گرفتیم صبر کنیم تا بفهمیم قضیه چیه! کار عجیب راننده این بود که سوییچ رو هم با خودش نبرده بود و حتی ماشین رو هم خاموش نکرد!

یه دقیقه بعد راننده برگشت و بهمون گفت: از صبح باید میرفتم دستشویی اما فرصت نمی شد! وقتی تصمیم گرفتم به اینجا بیایم شما رو دیدم و دلم نیومد مسافر دربستی رو از دست بدم! اما شرایطم که بحرانی شد مجبور شدم مسیر رو عوض کنم. عذرخواهی میکنم که قبلش توضیح ندادم! بهش گفتیم که میتونستیم تاکسیش رو به راحتی بدزدیم. یه کم فکر کرد و گفت: میدونم! اما اون موقع مغزم کار نمیکرد. حتی اگر قصد این کار رو هم داشتید نمیتوستم با اون اوضاع مانع کارتون بشم!