نمی‌دانم چند ده سال است که جهان را مقهور بلندگوهای پرسروصدایشان کرده‌اند که دائماً در گوش دنیا تا مرز کر کردن فریاد کرده‌اند: غرب یعنی دموکراسی، غرب یعنی آزادی بیان، غرب یعنی احترام به عقاید دیگران، غرب یعنی... از نو بخوان قلب غرب آمریکا است، آمریکا مهد دموکراسی است، آمریکا سمبل آزادی فکر و عقیده است، آمریکا... اصلاً مجسمه آزادی با قامتی رسا و شعله‌ای در دست آواز می‌دهد هر کس چون ما نیست، مستبد است و هر کس چون ما نیست، آزاد نیست و هرکس چون ما نیست تروریست است... و رئیس جمهور زیرک و مردم فریبش هم به کشیش نمایی که قیافه‌اش به هر کسی می‌خورد به جز کشیش با همان کلاس و ادبیات مخصوصش توصیه می‌کند که قرآن نسوزاند!

همه نگاه‌ها متوجه سبیل‌های کلفت کشیش نمایی می‌شود که نه خدا می‌شناسد که مردم و خود را به سوی او فرابخواند و نه می‌داند کتب آسمانی چیست و قداستشان در دنیای الکلی غرب یعنی چه؟ ناگهان به دست غیب آتش در خرمن دموکراسی می‌افتد تا همه بدانند که اجرای حدود الهی در کشورهای اسلامی در حق جانیان و سارقان و کارتل‌های بزرگ توزیع مواد مخدر و خیانت کنندگان به بنیان‌های خانواده و سلامت اجتماع صددرصد بر خلاف دموکراسی است و همه رؤسای جمهور غرب و به ویژه رئیس جمهور و وزیر خارجه نادان فرانسه مهمترین کارشان در شرایطی که کشور خودشان آشوب زده و پرالتهاب است، دفاع از «سکینه آشتیانی» است و حتی پاپ هم وارد میدان شده است ولی در مهد دموکراسی اگر به کتاب آسمانی امت میلیاردی مسلمانان اهانت کنند و قرآن بسوزانند، این لابد نماد دموکراسی است؟! هنوز صحنه های فیلم فتنه از یادم نرفته است...

تشکیک در هولوکاست، جرمش زندان و محرومیت از حقوق شهروندی است؛ ولی قرآن سوزی جرم نیست و رئیس جمهور فریبکار آمریکا حق دارد فقط به آن کشیش نما توصیه کند، فقط «توصیه» که چنین کاری زشت است و جان سربازان ما را در افغانستان به خطر می اندازد! و لابد این توصیه فقط به آن کشیش نماست و دیگرانی از این جنس که دوش در آغوش دلبرکانشان بوده‌اند و هنوز خمار... مخاطب نیستند و آنها می‌توانند در منهتن اهانت کنند به قرآن مسلمانان! آری پوسته نازک و پر زرق و برق دموکراسی آمریکایی شکسته و تعفن لجنزار آپارتاید نظری و عملی غرب، مشمئزکننده‌تر از آن است که مشامی از آزارش در امان بماند. آتش نه در قرآن که در خرمن دموکراسی غربی افتاده است تا جوانان مشرقی و مسلمانان اشراقی ببینند چهره واقعی دیو دریده دموکراسی غربی را پس از این‌همه سال بزک و گریم!

بوش رییس جمهور اسبق آمريكا بعد از ماجرای خودساخته 11سپتامبر، اعلام کرد که جنگ صلیبی دیگری در حال اتفاق است و آمريكا را به عنوان نماد جبهه مسیحیان معرفی کرد. جنگي صلیبی که نتیجه اش اشغال دو کشور مسلمان عراق و افغانستان بود. ولی این روزها کشیشی افراطی در آمريكا اعلام کرد که می خواهد در سالگرد حادثه 11 سپتامبر، قرآن، کتاب آسمانی مسلمان ها را آتش بزند! ولی این بار دولت امريكا این اقدام را محکوم می کند! مسلماً نه جمهوری خواهان به فکر حرمت قرآن بوده اند و نه دموکرات‌ها! تاریخ ثابت کرده است که دموکرات ها دغل‌بازتر و کیاس‌تر بوده اند. ساده انگاری است که فکر کنیم این کشیش متعصب خود تصمیم بر این کار گرفته است که اگر این چنین بود، هیچ وقت این چنین در جهان مانور رسانه ای بر آن نمی شد! دولت حاکمه امريكا دیگر به مانند بوش خود را یک طرف جنگ صلیبی نمی داند بلکه خود را به عنوان نماد عقلانیت و الگوی جامعه مدنی می داند.

اما در جهان چه اتفاقی در حال وقوع است. به این وقایع دقت کنید: ممنوعیت ساخت گلدسته مساجد در سويیس، ممنوعیت حجاب در فرانسه برای زنان مسلمان، چاپ کاریکاتور های توهین آمیز نسبت به ساحت پیامبر اکرم در دانمارک و کشورهار اروپایی، تقدیر مرکل از کاریکاتوریست توهین کننده به پیامبر(ص)، ساخت سالانه ده ها فیلم سینمایی و مستند علیه مسلمانان در کشورهای غربی همچون فیلم فتنه! همه‌ی این اتفاقات پیام آور این خبر است که جهان غرب، اسلام را جدی ترین دشمن خود می داند و اسلام روز به روز در حال گسترش است.

امروز لیبرال دموکراسی، خود در جهت نفی خود قدم بر می دارد. کسانی که دم از آزادی اندیشه می زنند، به جای مقابله فکری، درخواست به آتش کشیدن منبع اندیشه دینی مسلمانان؛ قرآن کریم را می کنند. در روایت آمده است که معصوم فرمود «الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقا»؛ این اقدام احمقانه کشیش افراطی بار دیگر موقعیتی بی نظیر را برای امت اسلام به ارمغان خواهد آورد. همان طور که بعد از حادثه 11 سپتامبر و با وجود تخریب های فراوان رسانه ای بر علیه مسلمانان فروش کتب دینی مسلمانان افزایش پیدا کرد، این بار هم همین اتفاق تکرار خواهد شد. چرا که کسانی دم از سوزاندن می زنند که کشور خود را مهد ازادی اندیشه می دانند. طراحان این نقشه پلید فرصتی را فراهم کرده اند که همچون ماجرای غزه و چاپ تصاویر توهین آمیز نسبت به حضرت رسول(ص) امت واحده اسلامی بار دیگر تفرقه ها را کنار بگذارد و در مقابل دشمنان یکی شوند.

صداقت دموکراسی غربی در جنگ 22 روزه غزه و 33 روزه لبنان به زیر سئوال رفته است. آزادی بیانشان فقط در حوزه ای است که بتوانند به اسلام توهین کنند ولی اگر کسی وارد محدوده قرمز آنها شود مهر مجرم بر پیشانیش می زنند، مانند ده ها دانشمندی که به خاطر نفی هولوکاست تحت فشار قرار گرفته اند. این همه فشار به جمهوری اسلامی هم فقط به خاطر ماهیت انقلاب اسلامی است که حاضر نیست با جهان لیبرال دموکراسی سازش کند و گرنه کم کشور سلطنتی مسلمان اطراف ایران وجود ندارد که رابطه غرب و در رأس آن ایالات متحده با آنها حسنه است. آنها با انقلاب اسلامی مشکل دارند چرا که می دانند مخاطب آن، دولت ها و سران کشورهای اسلامی نیست، بلکه مخاطب خود را در درجه اول امت واحده اسلامی و در مرحله دوم تمامی ملت های آزاده جهان قرار داده است و این برای مکتبی که اصالت خود را بر فرد گرایی و منفعت گرایی شخصی قرار داده است خطری جدی است.